معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٦٣٦ - مواضعى كه غيبت در آنها جايز است
نمايند،كه خود را از شرّ او محافظت نمايند». [١]
و همه اخبارى كه در خصوص مدارا وارد شده است.دلالت بر تجويز اين نوع مىكند.
و از بعضى از صحابه منقول است كه:«ما بر روى كسانى چند بشاشت و خرّمى مىكرديم،كه دلهاى ما بر ايشان لعنت مىكرد». [٢]
و همچنان كه اشاره به آن شد.چون از اين نوع سلوك،در وقتى است كه ناچار باشد كه با آن شخص شرير آمد و شد نمايد،و در ترك او و ترك مدارا،مظنه ضرر باشد.نه اينكه مانند اكثر اهل اين زمان،كه به محض ردائت نفس،يا ضعف آن،يا به طمع بعضى از فضول دنيا،يا به توهّمات بىجا با اكثر مردم بناى دورويى گذارده،و ايشان را به سخنانى مدح مىكنند كه اصلا دل ايشان از آن خبر ندارد،و اين را مدارا و حسن سلوك مىنامند.
صفت بيست و سوّم:غرور و مذمّت
كه منشأ اكثر آفات و شرور است.و اصل معنى غرور،فريبخوردن است.و مراد از آن در اين مقام،فريفته شدن به شبهه و خدعه شيطان است،در ايمن شدن از عذاب خداى -تعالى-،و مطمئن گشتن به امرى كه موافق هوا و هوس،و ملايم طبع باشد.پس هر كه را اعتقاد آن باشد كه او بر راه خير است،و آن طريقهاى كه دارد طريقه صحيح است، و چنين نباشد،آن شخص مغرور است.و اگر فريفته امرى شود كه به واسطه آن خود را شخصى داند،آن عجب است-كه مذكور شد-و اگر چه آن نيز از اقسام غرور است، و ليكن مراد در اين مقام از غرور،مغرور شدن است به صحت آن كارى كه مىكند، و درست بودن آن.و چون بيشتر مردم به خود گمان نيك دارند،و افعال و اعمال خود را درست پندارند،و حال اينكه در آن گمان،خطا كارند،پس ايشان مغرورند.مثل كسانى كه مال مردم را مىگيرند،و به مصرف خيرات و مبرّات مىرسانند،و مساجد و مدارس بنا مىنهند،و پل و رباط مىسازند،و چنان پندارند كه عمل نيكى كردهاند،و به سعادتى رسيدهاند.و اين،محض غرور و غفلت است.و شيطان لعين او را فريب داده است.و بدان كه:منبع هر هلاكتى،و سرچشمه هر شقاوتى،غرور و غفلت است.
و به اين سبب،سيّد رسل-صلّى اللّه عليه و آله-فرموده:«خوشا خواب زيركان،و افطار كردن ايشان،كه چگونه مغبون كردهاند بيدارى احمقان،و سعى و اجتهاد ايشان را،
[١] بحار الأنوار،ج ٧٥،ص ٢٠٥.و محجة البيضاء،ج ٥،ص ٢٨٢.
[٢] جامع السعادات،ج ٢،ص ٤١٣.