معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٣٧٤ - غضب مفرط و مفاسد آن
تهيۀ ضروريات مركب محافظت آن است از براى اينكه آدمى را به مقصد برساند.نه پرورش و لذّت بردن آن.همچنين بايد مقصود از اكل و شرب و لباس و سكنى، محافظت بدن باشد به جهت عبادت خدا و بندگى او.پس به قدرى كه محافظت،بر آن موقوف است اكتفا نمايد،نه آنكه مقصود تن پرورى و تنعّم باشد.و اگر لذّتى بر آن مترتب شود ضرر ندارد بعد از آنكه مقصود بالذّات نباشد.
و بدان كه:شكى نيست كه تحصيل زيادتر از قدر آنچه آدمى به آن محتاج است،و نگاه داشتن فاضل بر آنچه رفع احتياج را مىكند،منافى مرتبه زهد است.و اما آنچه به آن احتياج است و در اكل و شرب و لباس و سكنى و اثاث الدار و زن،و في الجمله «جاهى» [١]كه دفع ظلم و ستم از خود كند منافات با زهد ندارد،و ليكن از براى آنها نيز مراتبى چند است.و بعضى از علماى اخلاق گفتهاند كه:غايت زهد در خوراك،آن است كه زياده از قوت شبانه روزى را نگاه ندارد،چنانچه زيادتى داشته باشد به مستحقين بذل كند.و آن را هم نان جو قرار بدهد نهايت زهد خواهد بود.
و ليكن بعضى اوقات نان گندم خوردن،بلكه يك نان خورش نيز ضميمه آن نمودن، به شرط آنكه از چيزهاى بسيار لذيذ نباشد بلكه بعضى وقتها گوشت نيز تناول كردن با زهد منافات ندارد.
و در لباس،اقتصار كند به آنچه از پنبه يا پشم باشد.و اين قدر از آنها تحصيل كند كه بدن او را بپوشاند.و از گرما و سرما او را محافظت كند.و اگر دو جامه يا سه جامه هم داشته باشد كه چون يكى را بشويد آن ديگر را بپوشد با زهد منافاتى ندارد.
و از خانه اين قدر جويد كه:خود و عيال خود را از گرما و سرما و نظر مردم بپوشاند.
و از فرش و ظرف و ديگ و كوزه و امثال اينها از اثاث خانه به قدر رفع حاجت اكتفا كند.و تجاوز به غير ضروريات نكند.و به محض احتمال حاجت،يا از راه ظن به احتياج به آن،در سالى يك دفعه آنها را حبس ننمايد.
و از زن به اين قدر بسازد كه سورت [٢]قوت شهويه او را بشكند.و رفع مشاغل ضروريه او را بكند.
و در خصوص مال،بايد اگر كاسب باشد همين كه به قدر احتياج آن شبانه روز را كسب كرد كسب را ترك كرده مشغول امر دين خود شود.و اگر ملكى يا مستقلّى داشته باشد شرط زهد آن نيست كه آن را دست بردارد.
بلى مقتضاى زهد آن است كه:آنچه از محصول آن از قوت ساليانه زياد باشد نگاه ندارد.
[١] مقام.
[٢] شدّت.