معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٧٩٧ - شكر نعمت و كفران نعمت به امورى كه در اختيار انسان است
مثلا:اگر با دست راست«استنجا»[١] كنى كفران نعمت دست راست را كردهاى،زيرا خداوند-سبحانه-دو دست را خلق كرده و يكى را اقوى آفريده و آن را افضل نموده.
و موافق حكمت و عدالت آن است كه:اقوى و افضل را صرف افعال شريفه نمايى،مثل برداشتن قرآن و چيزى خوردن.و اضعف را در امور پست،چون ازاله نجاست و امثال آن استعمال كنى.پس هر كه خلاف اين را كند از عدل،عدول كرده و حكمت را باطل نموده.
و همچنين اگر در هنگام قضاى حاجت رو به قبله نشينى نعمت خدا را در وسعت عالم و خلق جهان كفران كردهاى،زيرا خداى-تعالى-عالم را وسعت داده و جهان را خلق نموده و بعضى از جهات را بر بعضى شرافت داده از براى اعمال شريفهاى چون:
نماز و غسل و وضو و نشستن از براى ذكر،نه از جهت افعال پست،مثل:قضاى حاجت و آب دهان انداختن و امثال اينها.
و اگر كسى شاخه درخت را بدون حاجتى بشكند كفران نعمت خدا را در خلق درخت و خلق دست خود كرده،زيرا دست را از براى لغو و عبث نيافريده.و غرض از خلق درخت آن است كه:نموّ كند و به مرتبهاى كه بايد برسد[برسد]تا بندگان خدا از آن منتفع گردند.پس شكستن آن پيش از آنكه به منتهاى نموّ برسد به جهت امرى كه موجب انقطاع باشد مخالف حكمت آن است.ولى با وجود غرض صحيح،شكستن آن جايز است،زيرا درخت و حيوان را خداوند-سبحانه-فداى غرض انسان كرده و فرموده:
« وَ سَخَّرَ لَكُمْ مٰا فِي السَّمٰاوٰاتِ وَ مٰا فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً ».[٢] و مخفى نماند كه:اين افعال و اعمال كه موجب كفران نعمت هستند بعضى باعث نقصان قرب به خدا و پستى منزلت مىشوند.و بعضى ديگر بالمرّه آدمى را از حدود قرب الهى مىرانند و به عالم بعد مىكشانند و داخل افق شياطين مىنمايند.و از اين جهت بعضى را در زبان شرع،مكروه و بعضى را حرام شمردهاند.و حقيقت امر آن است كه:همۀ آنها كفران نعمت و مخالف مصلحت و عدول از عدالتاند.و ليكن چون خطاب تكليف،شامل عوام نيز هست،كه درجۀ ايشان نزديك به درجه چهار پايان است.و ظلماتى بالاتر از ظلمت بسيارى از اين اعمال كه ظلمت ميل به دنيا و ركون به آن و جهل و نادانى باشد ايشان را فرو گرفته.لهذا ظلمت بعضى از اين اعمال در انسان چندان ظهورى نمىكند،به اين جهت آن را مكروه شمردهاند،زيرا معاصى و كفران