معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٤٩٢ - آثار و لوازم عدالت
هر آن كاستعانت [١] به درويش برد
اگر بر فريدون زد از پيش برد
هشتم آنكه:چون پادشاه،طريقه عدالت را پيشنهاد خود گردانيد همه اصناف عالم فراغ بال به مكاسب و مقاصد خود اشتغال نمايند.و بازار علم و عمل را رونقى تازه،و گلستان شريعت را طراوتي بىاندازه حاصل گردد.و به اين جهت صاحب شريعت،حفظ و حراست او را نمايد.همچنان كه مكرر مشاهده مىشود كه هر فرمانروائى كه سعى در حفظ ناموس شريعت نمايد،و آثار دين و ملّت را رواج دهد،دولت او دوام نمايد.بلكه روزگار دراز دولت در دودمان او بماند.و اولاد و اعقاب او ميوه درخت عدالت او را بچينند.
فصل:آثار و لوازم عدالت
چون شآمت ظلم و ستم،و فضيلت صفت خجسته عدالت معلوم شد،بدان كه:از براى صفت عدالت،آثار و لوازمى چند است كه طالب اين صفت را از آنها چاره نيست.و عدالت بدون آنها متحقق نمىشود.و اداى دين عدل و رعيّت پرورى،و قضاى حق جهاندارى و دادگسترى موقوف بر رعايت آن امور است.
اول آنكه:در هر حالى از احوال به ذات پاك ايزد متعال متوكل،و به فضل و رحمت بىغايت خداوند-لم يزل و لا يزال-متوسل بوده،توفيق انجام هر مهمى را بر وجه صواب از درگاه حضرت ربّ الارباب مسئلت نمايد.و تمشيت هر امرى را به مشيّت آن جناب،منوط دانسته،و روز و شب به زبان عجز و انكسار از دربار حضرت آفريدگار سلوك راه درست را طلبد.
دوم آنكه:در هر امرى از امور،به قدر مقدور پاس شريعت«غرّا»، [٢] و حفظ احكام ملّت بيضا را«مكنون» [٣] ضمير«منير» [٤]،و پيشنهاد خاطر حق پذير گرداند،تا در شماتت مخالفين بر اهل اسلام باز،و زبان طعن و ملامت اعادى دين را بر خود دراز نگرداند.و چون ملوك و سلاطين،پاس اين معنى را بدارند،و در ترويج دين،و اجراى حكم آن اهتمام نمايند،به حكم«الناس على دين ملوكهم»،احدى از حكّام و عمّال هر ديار،و ساير متوطّنين بلاد را،مجال انحراف ورزيدن از آن نباشد.و از بركت دين«قويم» [٥]،
[١] طلب كمك.
[٢] درخشان.
[٣] پوشيده.
[٤] نورانى و درخشنده.
[٥] استوار.