معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٤٢ - لذت و ألم قواى چهارگانه
را از اوصاف متضاده و طبايع مختلفه خبرى نيست،منازل هولناك و راههاى خطرناكى طى نكردهاند،و سنگلاخهاى نزاع و جدال قوا را از پيش برنداشتهاند،و بار گران تقلب در«اطوار» [١]نقص و كمال را بر دوش نكشيدهاند،و زهر جانگزاى انقلاب صفات و احوال را نچشيدهاند،و بر خلاف انساناند كه چون به مرتبه كمال رسد احاطه به جميع مراتب نموده،و سير در طورهاى مختلفه،كرده و عالم جماد و نبات و حيوان و ملائكه را در نور ديده،و به مرتبه«مشاهده وحدت»[١]برسد.
پس انسان نسخهاى است جامع ملك و ملكوت،و معجونى است مركب از عالم امر و خلق.
حضرت امير المؤمنين-عليه السّلام-مىفرمايد كه:«حق-سبحانه و تعالى- مخصوص گردانيد ملائكه را به عقل،و ايشان را بهره از شهوت و غضب نداد.و مخصوص ساخت حيوانات را به شهوت و غضب،و آنها را از عقل بىنصيب كرد.و مشرّف گردانيد انسان را به همه اينها،پس اگر شهوت و غضب را مطيع و منقاد عقل گرداند افضل از ملائكه خواهد بود،زيرا كه خود را به اين مرتبه رسانيده و با وجود منازع، و ملائكه را منازع و مزاحمى نيست». [٢]
و از اين معلوم مىشود كه:اگر مطيع شهوت و غضب شود پستتر از حيوانات خواهد بود،زيرا كه اطاعت آنها را نموده با وجود معين و ياورى مثل عقل،و ساير حيوانات را معينى نيست.
فصل دوم:لذت و ألم قواى چهارگانه
چون شناختى كه آدمى را چهار قوه است كه حكم سرهنگان دارند:نظريه عقليه، وهميه خياليه،سبعيه غضبيه،و بهيميه شهويه.بدان كه به إزاى هر يك از اينها لذتى است و المى،و لذت هر يك در چيزى است كه مقتضاى طبيعت و مناسب جبلّت آن است كه به جهت آن خلق شدهاند،و المش در خلاف آن است.
پس،چون مقتضاى عقل و سبب ايجاد آن،معرفت حقايق اشياء است،لذت آن در علم و معرفت،و الم آن در جهل و حيرت است.
و مقتضاى غضب،چون قهر است و انتقام،لذتش در غلبه و تسلط است،و المش در مغلوبيت.
[١] در عرفان به مظاهر گوناگون و حالات مختلف دل،«اطوار»گويند.رك:فرهنگ معارف اسلامى،ج ١،ص ٢٣٤.
[٢] بحار الأنوار،ج ٦٠،ص ٢٩٩،ح ٥.و علل الشرايع،ص ٤،باب ٦.