معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٣٣٣ - مذمت دنيا و بىارزشى و بىاعتبارى آن
خواهد شد؟!». [١]
روزى حضرت عيسى-عليه السّلام-پرستوكى را ديد كه از جهت خود خانه مىسازد،گفت:اين حيوان را خانه هست و مرا خانه نيست.حواريّين عرض كردند:اگر شما را ميل به خانه است ما نيز از جهت شما خانهاى بسازيم؟حضرت ايشان را به كنار دريا آورد و گفت:در ميان اين دريا به جهت من خانه بسازيد.عرض كردند كه:اين چگونه مىشود؟گفت:مگر نمىدانيد كه دنيا مثل درياست». [٢]
آرى چگونه دريائى كه هر روز كشتى حيات چندين هزار تن در آن شكسته مىگردد و نشانى از تخته بر كنارى پيدا نمىشود.
در اين لجه كشتى فرو شد هزار
كه پيدا نشد تختهاى بركنار
از جانب پروردگار منّان وحى به موسى بن عمران شد كه:«اى موسى!تو را با خانهاى كه مأواى ظالمين است چه كار؟اين خانه،خانۀ تو نيست،دل خود را از آن فارغ كن.و هوش خود را از آن بردار،كه بد خانهاى است،مگر از براى كسى كه در آن عملى كند.
اى موسى!من در كمين ظالم نشستهام تا حقّ مظلوم را از او باز ستانم». [٣]«اى موسى!دل را به محبّت دنيا مبند كه هيچ گناه كبيرهاى بدتر از آن به نزد من نخواهى آورد». [٤]
«روزى حضرت موسى به مردى گذشت كه از خوف خدا مىگريست چون برگشت باز او را گريان ديد،مناجات كرد كه:بار خدايا!اين بندۀ تو از خوف تو گريان است.حق -تعالى-به او خطاب كرد كه:اى پسر عمران!اگر آن قدر گريه كند كه آب دماغ او با اشك چشمش مخلوط شود و بيرون آيد،و دستهاى خود را آن قدر در درگاه بلند كند كه از بدن او ساقط شوند او را نخواهم آمرزيد،جهت آنكه او دنيا را دوست دارد». [٥]
«شخصى به سرور اوليا عرض كرد كه:وصف دنيا را بفرما.فرمود:چه وصف كنم از خانهاى كه اگر كسى در آن صحيح و تندرست باشد ايمن نيست.و اگر بيمار باشد پشيمانى است.محتاجان در آن محزون،و اغنيا مبتلا و مفتون،حلالش در پى حساب و حرامش در پى عقاب،مانند مارى است كه ظاهر آن نرم و باطنش زهر است». [٦]
در بعضى از مواعظ آن حضرت است كه:«دست از دنيا بردار كه دوستى دنيا آدمى را كور و لال و كر مىكند.و آدمى را ذليل و بىمقدار مىسازد.پس عمر خود را
[١] محجة البيضاء،ج ٥،ص ٣٥٨.و احياء العلوم،ج ٣،ص ١٧٨(با اندك تفاوتى).
[٢] رك:محجّة البيضاء،ج ٥،ص ٣٥٧.
[٣] محجة البيضاء،ج ٥،ص ٣٥٨.و احياء العلوم،ج ٣،ص ١٧٨.
[٤] احياء العلوم،ج ٣،ص ١٧٩.
[٥] احياء العلوم،ج ٣،ص ١٧٩.
[٦] محجة البيضاء،ج ٥،ص ٣٦١.و نهج البلاغه فيض الاسلام،حكمت ١١٥(قسمت آخر حديث).