شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٤٦٤ - امتناع از بيعت
و ثانيهم: لوط حيث قال: (لَوْ أَنَّ لِي بِكُمْ قُوَّةً أَوْ آوِي إِلى رُكْنٍ شَدِيدٍ)[١]، فَاِن قال قائل: اِنَّه قال هذا لِغَير خَوف فَقَدْ كَفَرَ، وَ اِلاّ فَالْوَصِىُّ اَعْذَرُ.
دومى آنها لوط عليه السلام بود كه گفت: «كاش براى مقابله با دشمن قدرتى داشتم يا به تكيه گاهى استوار، پناه مىجستم» اگر كسى بگويد: حضرت لوط عليه السلام اين سخن را از روى ترس نگفت، كافر گشته و اگر اين را نگويد پس وصىّ معذور است.
و ثالثُهُم: ابراهيم خليل اللّه حيث قال: «وَ اَعْتَزِلُكُم وَ ما تَدْعُون مِنْ دون اللّه» فَاِن قالَ قائلٌ: اِنَّه قال هذا لِغَيْرِ خَوْف فَقَد كَفَرَ وَ اِلّا فَالْوَصّىُ اَعْذَرَ.
سوّمين آنها از انبيا، حضرت ابراهيم عليه السلام بود كه گفت: «و از شما و از آنچه غير از خدا مىخوانيد كناره مىگيرم و پروردگارم را مىخوانم» پس اگر كسى بگويد: حضرت ابراهيم اين سخن را به خاطر ترس نگفت كافر شده است و اگر اين را نگويد پس وصىّ معذور است.
و رابعهم: موسي عليه السلام حيث قال: (فَفَرَرْتُ مِنْكُمْ لَمّا خِفْتُكُمْ...[٢])
چهارمى از انبيا حضرت موسى عليه السلام بود كه گفت: پس چون ترسيدم از شما گريختم....
و خامِسُهم: اَخُوه هارون حَيثُ قال: «يَا بْنَ اُمّ اِنَّ الْقَوم اسْتَضْعَفُونى وَ كادُوا يَقْتُلُونَنِى»...
پنجمين از پيامبران هارون عليه السلام برادر موسى عليه السلام بود كه گفت: «اى فرزند مادرم، اين قوم مرا ناتوان يافتند و چيزى نمانده بود كه مرا بكشند...»
و سادسهم: اَخى محمّد خير البشر صلى الله عليه و آله و سلم حيث ذَهَبَ اِلَى الْغار و نَوَمَّنى عَلى فِراشه، فَاِن قال قائِلٌ اِنَّه ذَهَبَ اِلَى الْغار لِغَير خَوْف فَقَد كَفَرَ وَ اِلّا فَالْوَصىُّ اَعْذَرُ».
و ششمين از پيامبران برادرم حضرت محمد صلى الله عليه و آله و سلم بهترين بشر بود وقتى به غار رفت و مرا در فراش خود خواباند، پس اگر كسى بگويد او از روى ترس از دشمن به غار نرفت كافر شده است و اگر اين را نگويد پس وصى (جانشين او در اختيار
[١]. هود (١١)، ٨٠.
[٢]. شعراء (٢٦)، ٢١.