شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٤٦٣ - امتناع از بيعت
مىبردند اما دلالت ندارد حضرت حاضر به بيعت شدند و تنها سكوت نمود براى خوددارى از نزاع و فتنه و اختلاف بين مسلمين. مؤلّف منهاج البراعة نقل مىكند[١]:
احمد بن على بن ابى طالب طبرسى در احتجاج[٢]، در مورد عذر حضرت على عليه السلام از ترك قيام براى گرفتن خلافت، مىگويد روايت شده:
اَنَّ اميرالمؤمنين كان جالِساً فى بَعْض مَجالِسِه بَعْدَ رُجُوعِهِ عَنْ نَهْروان فَجَرى الْكَلام حَتّى قِيل لَهُ لِمَ لا حارَبْتَ ابابَكر و عُمَر كما حارَبْتَ الطَّلْحَة و الزّبير و معاويَه؟ فقال انّى كُنْت لَمْ اَزَلْ مَظْلوماً مُسْتأثرا عَلى حَقِّى، فقام اِليه اَشْعَث بنُ قِيس فقال: يا اميرالمؤمنين لِمَ لَمْ تَضْرِب بِسَيْفِك وَ لَم تَطْلُب بِحَقِّك؟ فَقال: يا اشعث قد قلتَ قولاً فاسمع الجواب وعِهِ وَ اسْتَشْعِر بالحجّة اِنَّ لى اُسوَةٌ بِسِتَّةٍ من الْاَنْبياء عليهم السلام اَوَّلُهُم نوحٌ عليه السلام حيث قال: (رَبَّهُ أَنِّي مَغْلُوبٌ فَانْتَصِرْ)[٣]. فَاِن قال قائل: اِنَّه قال هذا لِغير خَوفٍ فقد كَفَرَ و الاّ فَالْوَصىُّ اَعْذَر.
امير المؤمنين على عليه السلام بعد از مراجعت از جنگ نهروان در بعضى مجالس خود نشسته بودند پس بين ايشان و ديگران سخن جريان پيدا كرد تا اينكه گفته شد چرا با ابوبكر و عمر جنگ نكردى، همانطور كه با طلحه و زبير و معاويه جنگيدى؟ پس فرمود: من پيوسته مظلوم بودهام و حقّم گرفته شده، پس اشعث بن قيس به ايشان گفت: اى اميرالمؤمنين عليه السلام چرا با شمشير نزدى و حقّت را مطالبه نكردى؟ پس فرمود:
اى اشعث سخنى گفتى، جواب آن را بشنو و آن را حفظ كن و دليل را بدان. من به شش تن از پيامبران اقتدا مىكنم، اوّلين آنها حضرت نوح است كه به خداوند عرض كرد:
پروردگارا من مغلوبم، مرا يارى كن، پس اگر كسى بگويد حضرت نوح عليه السلام اين كلام را از روى ترس نگفت، كافر شده است و اگر اين را نگويد پس وصىّ (جانشين در متاركه جنگ و اختيار سكوت مثل اميرالمؤمنين عليه السلام) معذور است.
[١]. منهاج البراعة، ج ٤، ص ١٥٣.
[٢]. احتجاج طبرسى، ص ١٨٩، احتجاجه فى الاعتذار عن قعوده...
[٣]. قمر (٥٤)، ١٠.