شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٣٦١ - فضيلت جهاد
حكومت تقوايى است. ٢. جهاد پوشش اهل تقوى است كه كلمۀ اهل در تقدير باشد، يعنى جهاد وسيلۀ حفظ اهل تقوى است. ٣. جهاد لباس است كه همان تقوى باشد در اين صورت اضافه لباس به تقوا اضافۀ بيانيه است. يعنى جهاد لباسى است كه تقوا است. و بالاترين مرتبۀ تقوى جهاد است كه انسان را از خطر و آسيب دشمن حفظ مىكند.
«فَمَنْ تَرَكَهُ رَغْبَةً عَنْهُ أَلْبَسَهُ اللَّهُ ثَوْبَ الذُّلِّ، وَ شَمِلَهُ الْبَلَاءُ، وَ دُيِّثَ بِالصَّغَارِ وَ الْقَمَاءَةِ» (پس هر كس از روى بى ميلى آن را ترك كند خداوند لباس خوارى و زبونى به او مىپوشاند و بلا و گرفتارى او را در بر مىگيرد و بواسطۀ اين حقارت و پستى بيچاره و ذليل شود).
«وَ ضُرِبَ عَلى قَلبِهِ بالاِسْهَابِ (الأسداد) و اُديلَ الحَقُّ مِنه بِتَضْييعِ الْجِهادِ و سِيمَ الْخَسْفُ و مُنِعَ النِّصْفْ» (و بر قلبش مهر نادانى و بى خردى زده شود و حق از او روى مىگرداند، به جهت ترك جهاد، به خوارى محكوم و از عدالت محروم است).
زيرا خداوند در اثر ترك جهاد درب رحمت خود را روى او بسته است و عقل و تدبير از او گرفته مىشود و در كارش سرگردان مىماند و خداوند پرده بر دلش مىاندازد و درك و تعقّل و شعور سياسى و اجتماعى از او سلب مىشود، چرا كه با ترك جهاد ذلّت و شكست را براى خود خواسته است. وى با ترك و تضييع جهاد از راه حق دور افتاده در راه باطل قدم مىگذارد و به مذلّت و بيچارگى گرفتار گرديده و از عدل و انصاف منع مىشود. (وقتى جهاد عزّت آفرين و عدالت گستر را رها كرد ظالم بر او مسلّط مىشود و با او با بىعدالتى و ستم رفتار مىكند.
«اَلا و اِنّى قَدْ دَعَوتُكُم اِلى قِتالِ (حرب) هؤلاءِ القَومِ لَيلاً و نَهاراً، و سِرّاً وَ إِعْلاناً و قُلتُ لَكم: اُغْزُوهُم قَبلَ اَن يَغْزوكم»