شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٣٢ - محدوديتِ عالم و آزادى جاهل
در روز امنيّت و آرامش نداشتند و شب هم از غم و غصّۀ حوادثِ روزانه، راحت نبودند و به راحتى نمىخوابيدند.
محدوديتِ عالم و آزادى جاهل
«و كحلهم دموع بارضٍ عالمها ملجم» (و سرمۀ چشمشان اشكهاى ريزان بود و در اين زمان و سرزمين، دهان عالمان و دانايان بسته بود).
اگر خواستيم مفاسد روزگار را بيان كنيم يكى از آنها اين است كه در جامعه عالم و دانشمندِ گويا آن جامعه، دهَنه به دهان او است كنايه از اين كه نمىتواند حرف خود را بزند و حق را آنگونه كه هست بيان كند وقتى جامعه لياقت و شايستگى نداشت و افراد آن ظرفيت و فهم لازم را جهت فهم حقايق نداشتند و تعصّبات گروهى و جناحى بر آنها حاكم بود عالمِ آگاه و دلسوزِ آن جامعه در محدوديت خواهد و برايش امكان بيان حقايق نيست. و با صراحت و بدون مسامحه و مجامله نمىتواند احكام الهى را بازگو كند اگر هم بيان كند برايش گران تمام مىشود.
«و جاهلها مكرم» (و افراد نادان و بى سواد آن جامعه مورد تكريم و احترامند)
براى جاهلان و ساحران و فالگيران و افراد بى سواد و فرصت طلب، احترام قائل هستند و مورد تكريم و توجه مىباشند همانطور كه خداوند متعال مىفرمايد: «وَ مِنَ النّاسِ مَنْ يَشتَرى لَهوَ الْحَديثِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبيلِ اللّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ يَتَّخِذُها هُزُواً اُولْئِكَ لَهُمْ عَذابٌ مُهينٌ[١]؛ برخى از مردم فاسد و فتنهانگيز هستند كه گفتار و سخنان لغو و باطل را تهيه و فراهم مىآورند تا خلق را از راه خداوند به جهالت و گمراهى بكشانند آنان برايشان عذاب خواركننده است».
[١]. لقمان (٣١)، ٦.