شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٣١ - فرهنگ محيط بعثت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم
جامعه را لگدكوب كردند و با سمهاى خود آن را پايمال نمودند «و قامت على سَنابِكِها» و فتنهها روى پاى خود ايستادند. «سنابك» جمع «سُنبُك» يعنى نوك سُمِ پا. كنايه از اينكه فتنههاى جاهليت و ضلالت در جامعه جاى خود را باز كردند و پا برجا شدند.
«فهم فيها تائهون حائرون جاهلون مفتونون» و مردم در اين فتنهها و آشوبها سرگردان و حيران بودند و در جهالت و نادانى به سر مىبردند و به فتنهها افتاده و گرفتار شده بودند. «تيه» يعنى بيابان. خداوند در قرآن درباره بنى اسرائيل مىفرمايد: (يَتِيهُونَ فِي اَلْأَرْضِ)؛[١] بنى اسرائيل در زمين بيابانگردى مىكردند و سرگردان بودند.
«فى خير دارٍ و شرّ جيرانٍ» اين سرگردانى و بى خبرىِ مردم و فتنه زدگى آنها در بهترين خانه، (مكّه معظمه) و بدترين همسايگان (كفّار و منافقان قريش) بود.
مكّه به خاطر خانه خدا بهترين سرزمين است. خداوند در قرآن مىفرمايد: (إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبارَكاً)؛[٢]اولين خانهاى كه براى مردم بنا نهاده شد خانهاى است مبارك، در مكه.
«نومهم سهود و كُهلُهم دموع» (خواب آن مردم در واقع بى خوابى بود).
فتنهها خواب را از مردم گرفته بود و روز و شب از فتنه آسوده نبودند.
تشبيه بليغى حضرت فرمودهاند با اين كه خواب با بيدارى جمع نمىشود توجيهش اين است كه مردم قبل از بعثت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم با آسودگى و اطمينان خاطر نمىخوابيدند و طبيعى است كه آن بيدارى و بى خوابى كه در اثر غم و ناراحتى و اندوه باشد دائماً انسان را آزار مىدهد و شب و روز آسودگى را از انسان سلب مىنمايد و خواب راحت را از او سلب مىكند. مردم مكّه در آن زمان اينطور بودند كه
[١]. مائده (٥)، ٢٦.
[٢]. آل عمران (٢)، ٩٦.