شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٢٩٤ - اختلاف حكومت خلفا
اشاره كرده، مىفرمايند: «اِلى اَنْ قامَ ثالِثُ القَومِ نافِجاً حِضنَيْهِ بَينَ نَثِيلِهِ و مُعتَلَفِه» (تا اينكه پس از مرگ خليفۀ دوم، سومى (عثمان) برخاست و مقام خلافت را در اختيار گرفت، در حالى كه دو پهلوى خود را باد كرده بود (مثل شترى كه از پر خوردن دو پهلويش باد مىكند) و كارش مانند چهار پايان خلاصه شده بود بين چراگاه و محلّ سرگين) «وَ قامَ مَعَه بَنوا ابيه يَخصَمونَ مالَ اللّهِ خِضْمَةَ الاِبِل نِبْتَةَ الرّبيع إلَى أنِ انْتَكَثَ عَلَيهِ فَتْلُهُ» (فرزندان پدرش [بنى اميه] با او همدست شدند و بيت المال مسلمين را مىخوردند، مانند شتر كه با ميل و حرصِ تمام علف بهارى را مىخورد تا اينكه ريسمان تابيدۀ شدۀ او باز شد)
«وَ اَجهَزَ عَليه عَمَلُهُ و كَبَتَ بِهِ بِطنَتُه»؛ (و رفتارش سبب سرعت در قتل او گرديد و شكم پُرى، او را به رو انداخت) در اثر اسراف و بخششِ بيجا به اقوام و منع فقرا و مستحقّين پس از يازده سال و يازده ماه و هيجده روز كه خلافت غاصبانه داشت، شورشيان او را كشتند.
آرى وقتى عثمان روى كار آمد پسر عموها و پسر عمهها و اقوام خود را روى كار آورد و مال خدا (بيت المال مسلمين) را مىخوردند و مانند شترى كه تازه به علف بهاره رسيده است با حرص و وَلَع مىبلعيدند، اينگونه به جان بيتالمال افتادند و اين يك بدعت اشرافى گرى و هزار فاميل بود كه آنها زنده كردند و افرادى مثل طلحه و زبير از دستگاه خلاف عثمان خيلى پول به جيب خود ريختند و عاقبت هم مردم را براى كشتن عثمان به اين عنوان كه دين شما را تغيير داده بسيج كردند؛ اما وقتى عثمان كشته شد و مردم با حضرت على عليه السلام بيعت كردند. حضرت از همان روزهاى اوّل دربارۀ اموالى كه عثمان ناحق به مردم داده بود فرمود: «و اللّهِ لَو وَجَدَته قَد تُزَوِّجُ بِهِ النّساءُ، و مُلِكَ بِهِ الاِماءُ، لَرَدَدْتُهُ، فَاِنَّ فِى العَدلِ سَعَةً. وَ مَن ضاقَ عَلَيهِ العَدلُ، فَالجَور عَلَيه اَضيَقُ!»[١](به خداوند سوگند اگر بيابم آنچه را عثمان از بيت المال بخشيده كه به قبالۀ زنها در آمده
[١]. نهج البلاغه، خطبۀ ١٥.