شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٢٥٤ - صفات قاضى نالايق
حقيقت نرسيده و در مسائل به عمق آنها نرسيده و علم و يقين ندارد و هر چه را مىگويد با وهم و خيال و احتمال است. و به قوانين شرعيّه يقين ندارد، تا از آنها استفادۀ كامل را ببرد.
«يُدْرى الرّوايات اِذ راءَ الرّيحِ الهَشيمَ» (روايات را به اين طرف و آن طرف مىريزد، مانند اينكه باد گياه خشك را پراكنده مىكند)
برگ درخت و يا گياه وقتى خشك و ريز و شكسته شد به آن «هشيم» مىگويند و «ذرو» يعنى بالا بردن و متفرق و پراكنده كردن. اين تعبير در قرآن است: (تَذْرُوهُ اَلرِّياحُ)؛[١]بادها آن را پراكنده مىكنند.
حضرت على عليه السلام مىفرمايد اين دسته مانند باد هستند كه بدون اينكه بفهمند چه چيزى خوب است و چه چيزى بد، روايات ما را پراكنده مىكنند و اين طرف و آن طرف مىريزند و علم و اطلاعى نسبت به آنها ندارند. رواياتى كه بايد ملاك و محور علم آنها باشد، مانند خاشاك به باد داده مىشود و به آنها اعتنا و توجهى نمىشود.
«لا مَلِىءٌ، واللّهِ باِصدار ما وَرَدَ عليه» (به خداوند سوگند پُر و مايه دار نيست تا بتواند آنچه بر او وارد مىشود حكمش را صادر كند)
قاضى ناشايست جواب مسائل و قضايا را نمىداند، چون به همۀ جوانبِ مدارك احكام و آيات و روايات تسلّط كامل ندارد و از سرمايۀ علمى خالى است.
«و لا هُوَ اهلٌ لِما فُوِّضَ اليه» (و نه اهليت دارد نسبت به آنچه به او واگذر شده است).
مسئوليتى را به او دادهاند در رابطه با امور دين و دنياى مردم، كه لياقت و شايستگى
[١]. كهف (١٨)، ٤٥.