شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٢١١ - نظر اولياء به باطن دنيا
مرگ و سئوال و جواب در پيش رويشان مجسّم است. لذا هميشه دل مشغولى دارند و در فكر عالم آخرت اند و پيوسته به كارى مىپردازند كه براى آيندهشان سودمند باشد و عمر گرانبهاى خود را به بطالت و بيهودگى نمىگذرانند. مرحوم ابن ميثم بحرانى مىگويد: «فَاعْلَم انّ ارباب العرفان قد علموا اَنَّ الدنيا مزرعة الاخرة فالنفس هى الارض و بذرها حبّ المعارف الالهيه و ساير انواع الطّاعات جارية مجرى اصلاح هذه الارض...» (بدان كه صاحبان عرفان مىدانند كه دنيا كشتزار آخرت است. پس نفسِ انسان زمين است و بذر آن معارف الهى و ساير انواع طاعات براى اصلاح اين زمين است كه عبارت است از زير و رو كردن و آماده نمودنش براى زراعت و آبيارى آن. پس نفسى كه غرق در محبّت دنيا و ميل به آن است، مثل زمين شوره زارى است كه زراعت و گياه بر نمىدارد چون با اجزا نمكى مخلوط شده است»[١]
حضرت در خطبۀ معروف به خطبۀ همّام در وصف اهل تقوى كه صفت اولياء است مىفرمايد:
«و لو لا الاجلُ الّذى كتب اللّهُ عليهم لم تستقرَّ ارواحُهُم فى اجسادهم، طرفَةَ عينٍ شوقاً الى الثَّواب و خوفاً من العقاب»[٢](اگر نبود اجل و مدتى كه خداوند در دنيا برايشان تعيين فرموده از شوق ثواب و بيم عذاب، چشم بر هم زدنى جان در بدنشان قرار نمىگرفت).
«عَظُمَ الخالقُ فى انفسِهِم فَصَغُرَ ما دونَه فى اعينهم. فَهُم والجنّةُ كَمَنْ قد رآها فهم فيها منعّمونِ و هم والنّار كَمَن قد رآها فهم فيها مُعَذِّبُون»[٣](خداوند در نظر آنان بزرگ است و غير او هرچه هست در ديدۀ آنها كوچك است. و يقين و باورشان به بهشت مانند يقين و باور كسى است كه آن را ديده به طورى كه گويا مىبيند اهل بهشت در آن به خوشى و نعمت به سر مىبرند و ايمانشان به آتش جهنّم همچون ايمان كسى است كه آن را ديده كه اهلش در آن گرفتار عذابند).
[١]. شرح نهج البلاغۀ ابن ميثم، ج ١، ص ٣٠٤ و ٣٠٥.
[٢]. نهج البلاغۀ فيض الاسلام، خطبۀ ١٨٤، صبحى صالح، ١٩٣.
[٣]. همان.