شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٢٠٧ - مسئوليت طرفداران حق
نيست، با اين مطلب ممكن است كسى حالت نااميدى به او دست دهد و از طرفداراى حق دست بردارد. روى اين جهت مجدداً مطلب را جبران مىكنند و مىفرمايند اميد افزايش حق بر باطل هست، اگر چه وقتى از دست رفت، و به ما پُشت كرد برگشتش مشكل است و فرصت از دست رفته را سخت مىشود برگرداند.
مسئوليت طرفداران حق
وقتى خداى ناكرده طرفداران و علاقه مندانِ حق، كم شدند و به باطل و ظواهر آن گرايش پيدا كردند و نور حق ضعيف شد، سالها بايد زحمت كشيد تا دوباره عدهاى جذب حق شوند و با زدگى از باطل رو به حق آورند. اينجا است كه مسئوليت طرفداران حق خيلى سنگين است و بايد در دفاع از حق كارى نكنند كه مردم زده شوند و با ديدن خطاها و ندانم كارىهاى مدّعيانِ طرفدارىِ از حقّ و عدالت، از اسلام نااميد شوند. بزرگان سالها زحمت كشيدند تا مردم به صحنه آمدند و با حكومت ستمشاهى مبارزه كردند و با دشمنان داخلى و خارجى جنگيدند و با عشق و علاقۀ فراوان حكومت اسلامى را پذيرفتند و الان نبايد كارى كرد كه اين علاقه كم شود و عدهاى مخالف و يا بى تفاوت شوند.
سالها بايد كه تا صاحبدلى پيدا شود بوسعيدى در خراسان يا اويسى در قَرَن
در پايان اين خطبه مرحوم سيد رضى (گردآورندۀ نهج البلاغه) مىفرمايد:
«انَّ فى هذاالكلام الادنى من مواقِعِ الاحسان ما لا تبلُغُه مواقعُ الاستحسان» (در اين كلامِ كوتاه (خطبۀ ١٦) كه از نظر لفظ خيلى كم و مختصر است به اندازهاى خوبى وجود دارد كه شما هرچه بخواهيد از آن تعريف كنيد نمىتوانيد خوبىهاى آن را بيان كنيد).
و به راستى بهرهاى كه از شگفتى در مقابل اين كلام مىبريد بيشتر است از بهرهاى كه از خودپسندى نسبت به فهم آن پيدا مىكنيد. يعنى شگفتى و تعجبى كه از زيبايى و خوبى اين سخنِ حضرت، به انسان دست مىدهد، بيشتر از عجب و غرورى است كه