مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٥٦ - ٢ مکانیسم عمل
پیدا میکرد؟ یا اگر همین مارکسیستها نبودند ما میآمدیم جمع بشویم و این حرفها را بزنیم؟ یا اگر حرفهای ضد خدایی نبود، کتابهای توحیدی نوشته میشد؟ اگر نوشته میشد، به قوّت الآن نبود. میگویند اقلیت فعال است، چرا؟ برای اینکه اکثریت، اقلیت را آنچنانکه باید حس نمیکند؛ اقلیت چون حس میکند، همیشه در مقابل خودش یک دشمن میبیند، تا ببیند دشمن یک کتاب خوب مثلًا در فقه نوشته، میگوید چرا آنها بنویسند و ما ننویسیم. تمام کتابهای شیعه همینجور به وجود آمد، چون به صورت یک اقلیت بود. از روزی که یک دولت مستقل تشکیل دادند و آن برخوردی که علما داشتند به کلی از بین رفت، میبینیم چه حرفهایی در داخل شیعه پیدا شد که اصلًا سابقه ندارد. روضات را مطالعه کنید، احوال محقق سبزواری و شیخ علی کرکی، ببینید اینها چه حرفهایی به همدیگر زدهاند که چاروادارها به هم نمیزنند. آن شیخ علی کرکی یک نسبتهایی به محقق سبزواری میدهد. یا مثلًا نزاع کاشف الغطاء با آن شیخ اخباری، که همه در تاریخ منعکس شده است.