مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٥٥ - ٢ مکانیسم عمل
میشود به نیرویی، نیروی مبارزهای. پس نقشی که بشر دارد این است که حرکت تاریخ را از راه متمایز ساختن تسریع کند، و این حرف خوبی است.
و در قسمت هفتم از ضمیمه یکم نیز از هگل چنین نقل میکند:
«به هنگام صلح ... انسانها به تدریج دچار ضعف قوای روحی میشوند. ویژگیهای آنها بیش از پیش ثابت و دچار تحجر میشود ... و وقتی اعضا و بافتها در درون خود دچار تصلب شدند مرگ در چنین هنگامی است.»
ما این اشکال را در بحث «قیام مهدی علیه السلام» مطرح کردهایم [١] که ممکن است کسی اشکال کند که: شما میگویید بشر میرسد به عدل کامل و صلح کامل و ...، و این نتیجهاش این است که انسان به مرگ برسد. اگر انسان به جایی برسد که همه دنیا «ملئت عدلا و قسطا» این اول بدبختی بشر است، تضاد همیشه باید وجود داشته باشد، که این جواب خوبی هم دارد که باشد برای بعد.
سپس به نقش جنگ در حیات ملتها اشاره میکند، تا اینکه میگوید:
«جنگها هنگامی وقوع مییابد که ضرورت باشد، سپس محصولات دوباره میروید و یاوهگوییها در برابر وقار تاریخ خاموش میشود.»
میگوید اینکه به صلح کامل بخواهند برسند یاوهگویی است. این یک مطلب بسیار مهمی است و باید زیاد درباره آن فکر کرد که اگر ضدی در برابر نباشد (ضدّ در مقابل نه ضد درونی، و این ضد مقابل را ما هم قبول داریم) و آرامش برقرار باشد [نیروها سست میشود]. مثلًا حساب کنید شیعه قبل از اینکه استقلال پیدا کند تحرک فرهنگیاش بیشتر بود از بعد استقلال، و بعد که به استقلال رسیدند به جان هم افتادند [٢]. این مخالفتهایی که الآن با اسلام میشود همینها عامل شناخت اسلام خواهند شد. مثلًا اگر کسی اسرار هزار ساله را نمینوشت کسی میآمد کشف اسرار را بنویسد یا جرأت میکرد؟ همچنین اگر این حرفهای [ضد دینی] درباره زن گفته نمیشد کسی میتوانست حقوق زن بنویسد؟ و اگر هم میتوانست جرأت نوشتن را
[١]. نه در کتاب قیام و انقلاب مهدی (ع)، بلکه در جای دیگر که هنوز به صورت کتاب درنیامده است.[٢]. سؤال: شما پس دارید این فکر را تقویت میکنید.
جواب: بله، قطعاً همین طور است.