مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٢٠ - آیا جامعه واقعیت و حیات دارد؟
در اینجا نیز تعبیر دیگری شبیه آن تعبیر آورده و میگوید:
«مادیگرایی تاریخی که به منزله بررسی تاریخی از دیدگاه اقتصادی است، همچنین بررسی اقتصادی است از دیدگاه تاریخی.» [١]
این مطلب را ما میتوانیم با یک تعبیر دیگر بیان کنیم که شاید رساتر و کلیتر بوده و بیشتر قابل تحقیق و تأمل باشد.
این تعبیر که گفته شده است «مادیگرایی تاریخی یک بررسی تاریخی اقتصاد است» در واقع به این مطلب برمیگردد که تاریخ ماهیت و هویت اقتصادی دارد و اقتصاد، وجود تاریخی؛ یعنی اگر بخواهیم با تعبیرات دقیق فلسفی مطلب را بیان کنیم باید بگوییم که از نظر مارکسیسم تاریخ ماهیت اقتصادی دارد (یعنی اگر با «ما هو؟» از تاریخ سؤال شود جوابش باید مشتمل بر جنس و فصل اقتصادی باشد) و اقتصاد هم وجود تاریخی دارد.
و اما برای توضیح مطلب باید به این سؤالات پاسخ داد که: آیا جامعه ماهیت واقعی دارد؟ ماهیتش چیست؟ آیا تک ماهیتی است یا چند ماهیتی؟ آیا حی است یا غیر حی؟ ...
آیا جامعه واقعیت و حیات دارد؟
به طور کلی درباره جامعه بشری این بحث از اول مطرح است که آیا جامعه واقعاً از خود حیات دارد، یعنی آیا درست مانند هر موجود زنده از یک روح و یک حیات برخوردار است و خاصیتهای موجود زنده را داراست یا نه؟ البته این مطلب را به شکل تعبیر خطابی و به شکل تشبیه بسیار تکرار میکنند ولی مطلب از حد تشبیه بالاتر است، میخواهند بگویند که این امر به صورت یک واقعیت وجود دارد. به قول اینها ما معمولا «انفرادی» فکر میکنیم، یعنی اصالت را برای فرد قائل هستیم و جامعه را یک امر اعتباری میدانیم و میگوییم جامعه همان مجموع افراد است و مجموع- یعنی کل مجموعی- هم وجودی ندارد و وجودش اعتباری است، وجود
[١]. مارکس و مارکسیسم، ص ٣٤.