مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٢٢ - آیا جامعه واقعیت و حیات دارد؟
یعنی مثلًا بوعلی سینا الآن از نظر حیات اجتماعی زنده است [١].
البته این حرف دورکهیم است و من از سابق در همین مسأله فکر میکردم، و به نظرم رسید که ترکیب اجتماع یک ترکیب منحصر به فرد است، نه از ترکیبهای اعتباری است از قبیل درختهای یک باغ که هر درختی مستقلًا زندگی میکند و از یکدیگر تغذیه نمیکنند، و نه از ترکیبهای طبیعی است که شخصیت فرد مستهلک در شخصیت جامعه باشد، چون لازمه این همان جبر اجتماعی است که امثال دورکهیم قائل هستند و در این صورت برای فرد اصلًا شخصیت مستقل باقی نمیماند و فرد در مقابل جامعه و روح جامعه مجبور مطلق است. مسلّم است که این نظریه از این جهت درست نیست ولی بدون شک این مطلب درست است که بر جامعه یک روح واحد میتواند حکمفرما باشد و آن روح واحد همان فرهنگ حاکم بر جامعه است و افراد عضو آن هستند، ولی این روح واحد از نظر ما روح الکل است نه کلی. همین حرف به زبان دینی و مذهبی به تعبیرات گوناگون بیان شده است: همه مؤمنین یک جامعه واحد را تشکیل میدهند:
المؤمنون ابوهم النّور و امّهم الرّحمة.
مثل المؤمنین فی تواددهم و تراحمهم کمثل الجسد ... [٢].
اینها فقط تشبیه نیست، واقعیت است. اگر بنا بشود در یک جامعه یک ایمان و روح واحد حکمفرما باشد، تا حد زیادی افراد آن جامعه حکم اندام همان روح را پیدا میکنند. خلاصه اینکه این مسأله که آیا جامعه ماهیت واقعی دارد یا نه، یکی از مسائلی است که در باب جامعه مطرح است، و از بحثهای خوبی هم که در تفسیر
[١]. سؤال: آیا تأثیر و تأثر، دلیل بر جدایی نیست؟
جواب: تأثیر و تأثری که از آن یک شخصیت جدیدی به وجود آمده است، یعنی انسان به اعتبار یک شخص فقط قابلیت این را دارد که اثر بپذیرد، و مقدار کمی هم میتواند اثر بدهد. یک نفر در میان میلیاردها افراد گذشته و حال یک میلیاردم میتواند اثر بگذارد و اثر زیادی بپذیرد، بنابراین آن چیزی که الآن به نام شخصیتش هست و وجود دارد همان است که جامعه به او داده است و این شخصیت همان چیزی است که همه به طور مشابه آن را گرفتهاند و مجموع افراد یک واحد فرهنگی را تشکیل میدهند و اگر ما وجود فرهنگی را در نظر بگیریم وضع همه ما مثل وضع عناصر آب نسبت به آب است.
[٢]. جامع الصغیر، ج ٢/ ص ١٥٥.