مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٩٠ - وجوه تباین منطق دیالکتیک با اصول اسلامی
عالم اثبات. صحبت در این است که خود این اصول باید متغیر و نسبی باشند و نمیتوانند اصولی مطلق و ثابت باشند.
- ممکن است بگوییم اساساً قانونی و اصلی در کار نیست، بلکه واقعیتی در خارج هست که ما آن را دریافت میکنیم.
جواب: خود این دریافت، واقعیتی است یا نه؟
- آنها که برای ذهن چیزی قائل نیستند.
جواب: این چه حرفی است؟! بالاخره دریافت هم یک واقعیتی است. هر کسی که یک نظریهای میدهد، آن نظریه دریافتی است از خارج و واقعیت، و خود این دریافت به حمل شایع واقعیتی است، و علم از آن علم است. دریافت از آن نظر دریافت است که حیثیت ذات علم حیثیت ثبات است، یعنی اگر ثبات نمیبود علم نبود. این که میگویید دریافت، این دریافت واقعیت، علم است.
- این یعنی چه؟ علم کی؟
جواب: علم ما.
- خوب، تا ما هستیم این دریافتها را داریم، یک شخص دیگر در شرایط دیگر یک دریافت دیگر دارد. این که میگویید «واقعیت علم» یعنی چه؟ علم مگر یک واقعیت مجرد دارد؟ اگر «روح» بگویید، بله یک واقعیت مجرد دارد، ولی علم که دیگر چیزی نیست، یک سلسله قوانین است در خارج. تا ما هستیم این قوانین به ما وابسته است، ما که رفتیم دیگر واقعیتی وجود ندارد.
جواب: اگر قوانین در خارج است، به شما که وابسته نیست، آن که علم نیست، معلوم بالعرض شماست. قانون که شما میگویید، در خارج است؟
- نه.
جواب: در کجاست؟
- قانون، هیچی، یک دریافتهایی است که ما از خارج داریم.
جواب: شما میگویید «قانون». در خارج که قانون وجود ندارد، چون قانون یک کلیت است و این کلیت را ذهن به اشیاء میدهد. در خارج مثلًا آهن و حرارت و انبساط وجود دارد، این آهن در اینجا و آن آهن در آنجا وجود دارد، و همچنین حرارت و انبساط وجود دارد، بعد ذهن است که به اینها کلیت میدهد و میگوید: «هر آهنی در اثر حرارت انبساط پیدا میکند». این حقیقت با این وصف (کلیت) جز در ذهن ما در جای دیگری که نیست. البته منشأ انتزاعش در خارج است. حالا همین اصل، همین قانون که میگویید «هر آهنی در اثر حرارت منبسط میشود» از نظر شما یک پدیده مادی هست یا نیست؟
- کلیتش پدیده مادی نیست. پدیده مادی، جزئیهای این قانون است.
جواب: آنها که به غیر مادی معتقد نیستند.
- یک امور اعتباری و انتزاعی است.
جواب: کلیت که یک واقعیتی است؛ یعنی چه که انتزاعی است؟ یعنی کلیت یک وجود مجازی است؟
- در ذهن بله؛ در ذهن یک اعتباری بیش نیست.
جواب: خود اعتبار هم در ذهن یک واقعیتی است؛ معتبر واقعیت ندارد، ولی خود اعتبار که واقعیتی است. تازه