مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٢ - اصالت روح
در هنگامی که استعدادی در ماده پیدا شود خلق و افاضه میشود و به عبارت دیگر، ماده در سیر و حرکت استکمالی خود زنده میشود، واجد کمالی میگردد که فاقد آن کمال بود و در نتیجه آثار و فعالیتهای خاصی پیدا میکند که قبلًا فاقد آن آثار و فعالیتها بود، پس موجودی که زنده میشود واقعاً خلق و ایجاد میگردد.
در اینجا ممکن است گفته شود که درست است که ماده بیجان در حال انفراد خاصیت حیاتی ندارد ولی چه مانعی دارد که در نتیجه ترکیب و فعل و انفعال اجزاء ماده در یکدیگر خاصیت حیاتی پیدا شود؟
جواب این سؤال این است: چند جزء مادی یا غیر مادی که با هم ترکیب میشوند و در یکدیگر تأثیر متقابل میکنند، کاری و اثری که از این اجزاء ساخته است این است که هر کدام از اینها مقداری از اثر خود را به دیگری بدهد و مقداری از اثر دیگری بگیرد و در نتیجه یک «مزاج متوسط» پیدا شود. محال است که در نتیجه ترکیب چند جزء با یکدیگر اثری پدید آید که جز مجموع آثار اجزاء و جز کیفیت متوسط آثار اجزاء است، مگر آنکه ترکیب این اجزاء سبب و علت گردد که زمینه موجود شدن یک قوه و نیروی عالیتر از قوههای هر یک از اجزاء فراهم شود و آن قوه به عنوان یک کمال جوهری پدید آید و به آن اجزاء یک وحدت واقعی بدهد. پس اینکه در سؤال گفته شد که چه مانعی دارد در اثر ترکیب و فعل و انفعال اجزاء ماده خاصیت حیاتی پیدا شود، سخنی است که احتیاج به تشریح دارد؛ اگر مقصود این است که در اثر فعل و انفعال اجزاء ماده زمینه و استعداد برای نیروی اصیل حیاتی پیدا شود و نیروی حیاتی به وجود آید و بالتبع خاصیتهای حیاتی پیدا شود، مطلبی است صحیح و قابل قبول، و اگر مقصود این است که بدون نیروی حیاتی، خاصیت حیاتی که با خواص هر یک از اجزاء مغایر است پدید آید، محال و ممتنع است.
در اینجا یک فرض دیگر باقی ماند و آن اینکه چنین بگوییم که درست است که ماده در ذات خود فاقد حیات است و حیات یک نیرویی است فوق نیروهای ماده بیجان، ولی چنین فرض میکنیم که همان طوری که در جهان طبق تحقیقی که دانشمندان کردهاند مقدار انرژی در موجودات بیجان، ثابت و مشخص و معین است و موجود شدن و معدوم شدن موجودات بیجان خلق شدن نیست بلکه عبارت است از مجموع جمع و تفریقهای اجزاء ماده و نقل و انتقال انرژیها، یک نحو انرژی خاصی هم برای حیات فرض کنیم و در نتیجه نیروهای حیاتی هم مثل نیروهای غیر حیاتی