مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩٦ - مراحل شناخت از نظر فلاسفه اسلامی
امتحان کرده بود و نتیجه مثبت گرفته بود، که من خودم دیده بودم. برای مدت موقتی حال بیمار سرطانی بهبود پیدا میکرد و آن عوارضی که در او احساس میشد تا مدتی از بین میرفت. یک طلبهای بود که سرطان داشت و میگفت از وقتی که این دارو را میخورم خیلی حالم بهتر شده است. ولی این اثر موقت بود، دوباره سرطان حمله میکرد و تمام بیمارانش مردند.
بنابر این دانشمند تمام احتمالات را آزمایش میکند، ممکن است اثر این دارو موقت باشد، ممکن است روی مرد مؤثر باشد ولی روی زن مؤثر نباشد، روی جوان مؤثر باشد ولی روی پیر مؤثر نباشد، روی مردمی که دور از تمدن جدید هستند مؤثر باشد ولی روی کسانی که در بطن این تمدن هستند مؤثر نباشد، یا مثلًا برای مزاج آسیایی و آفریقایی فرق کند، و امثال اینها. بعد که تمام شرایط را امتحان کرد و فهمید که این دارو ضدّ سل است و در هر شرایطی قرار گیرد کشنده آن است (تأثیر آن به شرایط مربوط نیست) و یک تضادّی میان ایندو وجود دارد، شناخت ما به مرحله نهایی خود میرسد. پراتیک [١] مرحله آخر شناخت است. در پراتیک است که انسان عمل میکند، در پراتیک است که انسان طبیعت را در شرایط مختلف قرار میدهد، در پراتیک است که انسان طبیعت را تغییر میدهد. پس طرفداران ماتریالیسم دیالکتیک اینطور تعبیر میکنند: شناخت، سه مرحلهای است: مرحله بررسی، مرحله تعقّل و فرضیه، مرحله عمل، تغییر، پراتیک، یا هر نام دیگری که روی آن بگذارید [٢]. بنابر این اینها هم شناخت را چند مرحلهای میدانند.
مراحل شناخت از نظر فلاسفه اسلامی
فیلسوفان ما- چنانکه عرض کردم- برای شناخت، مراحل قائل هستند. آنها شناختهای تجربی را سه مرحلهای میدانند ولی چون همه شناختها را منحصر به شناخت تجربی نمیدانند، قائل به شناختهای دو مرحلهای هم هستند، یعنی شناخت
[١]. ]لغت فرانسوی است].[٢]. اگر چهار رساله معروف مائو را دیده باشید، در یک رساله راجع به پراتیک و در دیگری راجع به اینکه ایده چگونه تکامل پیدا میکند بحث میکند. او این مسائل را در آنجا و در جاهای دیگر خیلی مشخص بیان کرده است.