مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٠ - نظریه « خلق جدید » عرفا
الواحد الاحد، و من حیث کثرة الصور هو العالم.» [١]
گفتیم که عارف در عین اینکه قائل به وحدت حق و خلق است و خلق را مباین با حق نمیداند و برای آن وجود مستقل قائل نیست بلکه خلق از نظر او امتداد نور وجود حق است، مراتب را حفظ میکند. حق در مرتبه ذات حکمی دارد و در مرتبه خلق حکمی دیگر.
محیی الدین در «فصّ شعیبی» از فصوص الحکم [٢] به مناسبتی سخن از معرفة النفس به میان میآورد؛ و همان طوری که میدانیم عرفا معتقدند معرفت نفس به نحو حقیقی جز از طریق سیر و سلوک حاصل نمیشود. در کلمات عرفا گاهی چنین دیده میشود که: برای فلان عارف در فلان وقت در بیداری یا در خواب «معرفة النفس» حاصل شد و گاهی از آن تعبیر به «تجرّد» مینمایند و میگویند: «تجرد برایش حاصل شد».
محیی الدین میگوید: معرفت نفس به این نوع از معرفت، عین معرفت حق است و مفاد حدیث معروف «من عرف نفسه عرف ربّه» این نیست که از معرفت نفس معرفتی دیگر حاصل میشود که آن معرفة الرّب است آنچنانکه در قیاسات فکری از علم به مقدّمتین علم به نتیجه زایش مییابد؛ بلکه معرفت نفس به آن نحوه از معرفت، عین معرفة الرب است زیرا خلق از جهتی عین هویت و حقیقت حق است و نفس کاملترین صورت خلق است زیرا «انّ اللّه تعالی خلق ادم علی صورته (خدا)».
محیی الدین میگوید: جز پیامبران و عرفا احدی به معرفة النفس به صورت حقیقی نائل نشده است. آنچه حکما و متکلمان در این باب گفتهاند به حقیقت نرسیدهاند.
محیی الدین در اینجا مثلی میآورد، میگوید: «هر کسی معرفة النفس را از طریق فلسفه جستجو کند فقد استسمن ذاورم و نفخ فی غیر ضرم [٣]» و میگوید اینها مصداق این آیهاند:«الّذین ضلّ سعیهم فی الحیوة الدّنیا و هم یحسبون أنّهم یحسنون صنعا» [٤].
[١]. فصوص الحکم، ص ١٠٣.[٢]. ص ١٢٥.[٣]. متورم را چاق انگاشته و در غیر آتش دمیده.[٤]. کهف/ ١٠٤.