مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢١ - نظریه « خلق جدید » عرفا
به طور کلی عرفا- برخلاف حکما که من حقیقی را یک موجود مستقل الذات میدانند- من حقیقی را، اگر به معرفت عرفانی شناخته شود، از یک نظر عین ذات حق میدانند یعنی از نظر آنها «من» مساوی با «او» است.
آنجا که عارفی ادعا میکند و مثلًا میگوید: «انّی أنا اللّه» آنچه او از «من» ادراک میکند غیر آن چیزی است که دیگران از کلام او درمییابند. دیگران چنین میپندارند که او در ادراک خویش از «من» همین موجود محدود خلقی را شهود میکند و به همان وجود نسبت الوهیت میدهد، و یا خیال میکنند که او معتقد شده است که ذات خدا در او حلول کرده است، در صورتی که عارف از خود فانی شده است و آن چیزی را که هرگز نمیبیند همان چیزی است که دیگران آن را «من» تلقّی میکنند که از نظر عارف لا شئ محض است.
ابن فارض عارف معروف مصری در قرن هفتم- که در عرفان اسلامی در میان عرفای عرب مانند حافظ است در چهره فارسی و یا از حافظ قویتر است- در قصیده تائیه معروف خویش میگوید:
متی حلت عن قولی أنا هی أو أقل | و حاشا لمثلی أنّها فی حلّت [١] | |