مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٦ - نقش تضاد در ترکیب
فکر ثنویت از همین جا سرچشمه گرفت؛ چنین پنداشته شد که اگر تنها یک اصل و یک مبدأ، حاکم بر جهان بود دو جریان متضاد وجود نمییافت.
تضاد و تصادم اساس تکاملها
نقطه مقابل این طرز تفکر این است که شر و عدم، امور نسبی و اضافی و پلههای خیر و تکامل میباشند؛ شر بودن شر، سطحی و ظاهری است؛ تضاد و تصادم، اساس و لااقل شرط هر پیشروی و تکامل و تعالی است؛ زیبایی، رقاء، علو، کمال و بالاخره تکاپو و جنبش همه مولود تخالفها و ناهماهنگیها و عدم توافقهاست؛ هماهنگی و توافق، سکون و آرامش میزاید و سکون و آرامش، مرگ و نابودی کامل را به دنبال خود میکشاند.
تفکیک و جدا کردن اشیاء در دو صف جداگانه و منقسم نمودن آنها به دو دسته متمایز و یکی را خیر و کمال نامیدن و دسته دیگر را شر و نقص خواندن و آنگاه هر دستهای را به یک کانون و یک مبدأ منتسب دانستن، نهایت ظاهر بینی است. آنچه نام شر و بدی یافته است، در نظری بالاتر و با چشمی بازتر عین خیر و روشنایی میباشد. همه اشیاء، خواه با عنوان «خیر» خوانده شوند و یا با عنوان «شر»، به یک نسبت در «نظام احسن» مؤثرند و در زیبایی نظام جملی عالم سهم دارند و همه از یک کانون و یک مبدأ سرچشمه میگیرند و مظاهر و تجلیات یک شاهد غیبی میباشند:
خنده از لطفش حکایت میکند | گریه از قهرش شکایت میکند | |
این دو پیغام مخالف در جهان | از یکی دلبر حکایت میکند | |