معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٨٢٨ - امورى كه طالب صبر بايد مراعات نمايد
هر كه درين بزم مقرّبتر است
جام بلا بيشترش مىدهند
هشتم آنكه:بداند آدمى به واسطۀ رياضت و مصائب و زحمت بلايا از براى او تكميل و استقامت حاصل مىشود.و از جهت او اطمينان و سكون هم مىرسد.و دل او قوىّ مىگردد.
نهم آنكه:متذكّر اين گردد كه:به تجربه رسيده است و از اخبار و آثار ثابت شده كه:
بعد از هر غمى شادى،و در عقب هر محنتى راحتى است.و هر رنجى را گنجى در پى، و هر خارى را گلى همراه است.
در نوميدى بسى اميد است
پايان شب سيه سفيد است
دهم آنكه:به ياد آورد كه:اين محنت از پروردگار خالق او است كه دوستترين هر چيز نسبت به او،و بجز خير و صلاح او را نمىخواهد.و عقل بنده را ادراك عواقب امور قاصر است.
هر نيك و بدى كه در شمار است
چون در نگرى صلاح كار است
يازدهم آنكه:بداند بنده مقبل آن است كه آنچه مولا نسبت به او به جا آورد راضى و خوشنود باشد.و از شرايط محبّت آن است كه:هر چه محبوب بر او پسندد از آن دلشاد گردد.و به رضاى دوست خود تن در دهد.و اگر شمشير بر او كشد گره بر جبين نيفكند و گويد:
گر تيغ بارد در كوى آن ماه
گردن نهاديم الحكم للّه
و زمانى گويد:
در دايرۀ قسمت،ما نقطۀ تسليميم
رأى آنچه تو انديشى،حكم آنچه تو فرمايى
بلى:
مزن ز چون و چرا دم كه بندۀ مقبل
قبول كرد به جان هر سخن كه سلطان گفت
دوازدهم آنكه:تتبّع نمايد در احوال مقرّبان و بار يافتگان درگاه ربوبيّت،از أنبيا و أوليا و زمرۀ سعدا.و ابتلاى ايشان و صبر و توانايى آنها را ملاحظه كند كه بسيار ملاحظۀ آنها باعث رغبت به صبر،و استعداد نفس از براى آن مىشود.
بلى:دوستان خدا ضربت بلا را چون شربت عطا به جان خريدند،و بار ألم و محنت را كشيدند،هزار جام مصيبت،و قدح محنت نوشيدند،و هرگز ذرّهاى نخروشيدند.