معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٧٢٥ - محبّت خدا از نظر پيامبران الهى
حضرت فرمود:«المرء مع من احبّ».يعنى:هر كسى با دوست خود محشور خواهد شد». [١]
و در اخبار داود وارد شده است كه:«خداى-تعالى-خطاب كرد به داود!كه اى داود!بگو به دوستان من كه:اگر مردم از شما كناره كنند چه باك،چون پرده از ميان من و شما برداشته شد تا اينكه به چشم دل مرا مشاهده نموديد چه ضررى مىرساند به شما آنچه از دنياى شما را گرفتم بعد از آنكه دين خود را به شما دادم.و چه باك از دشمنى خلق با شما،چون خوشنودى مرا مىطلبيد.اى داود!بگو كه من دوست مىدارم هر كه مرا دوست دارد.و أنس دارم به كسى كه با من أنس دارد.و همنشين كسى هستم كه او همنشين من است.و هر كه مرا از ديگران بر گزيد من نيز او را برگزينم.و هر كه اطاعت مرا كرد من نيز اطاعت او مىكنم.هيچ بندهاى مرا دوست نمىدارد مگر آنكه او را از براى خود قبول مىكنم.اى داود!هر كه مرا طلب كند مرا نمىيابد.به اهل زمين بگو كه ترك كنند دوستى غير مرا و بشتابند به سوى من،هر كه مرا دوست داشته باشد طينت او خلق شده است از طينت إبراهيم خليل من و موسى كليم من». [٢]
و حضرت امير المؤمنين-عليه السّلام-در دعاى كميل مىفرمايد:«فهبنى يا الهى و سيّدى و مولاى صبرت على عذابك فكيف اصبر على فراقك».يعنى:«اى آقا و مولاى من! خود گرفتم كه توانم صبر كرد بر عذاب تو،پس چگونه صبر كنم بر فراق تو؟».
و از آن سرور مروى است كه:«خداى-تعالى-را شرابى است كه به دوستان خود مىآشاماند كه چون آشاميدند مست مىگردند.و چون مست شدند به طرب و نشاط مىآيند.و چون به طرب و نشاط آمدند پاكيزه مىشوند.و چون پاكيزه شدند گداخته مىگردند.و چون گداخته شدند از هرغلّ و غشىّ خالص مىشوند.و چون خالص شدند در مقام طلب محبوب بر مىآيند.و چون او را طلبيدند مىبينند.و چون يافتند به او مىرسند.و چون رسيدند به او متّصل مىشوند.و چون وجود خودشان را در نزد وجود محبوب مضمحل ديدند بالمرّه از خود غافل مىشوند و بجز از محبوب، چيزى نمىبينند». [٣]
و حضرت سيّد الشهداء-روحى فداه-در دعاى عرفه مىفرمايد:«خداوندا!تويى كه خانۀ دل دوستانت را از غير خود پرداختى و آن را از اغيار بيگانه خالى ساختى تا بجز دوستى تو در آنجا نباشد و رو به غير تو نياورند و بجز تو را نشناسند». [٤]
[١] احياء العلوم،ج ٣،ص ١٧٢.و مسند أحمد بن حنبل،ج ٣،ص ١٧٢.
[٢] رك:محجة البيضاء،ج ٨،ص ٦١-٥٩.
[٣] حقايق فيض(ره)،ص ١٧٨.
[٤] بحار الأنوار،ج ٩٨،ص ٢٢٦.