معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٥٧٣ - مواضعى كه غيبت در آنها جايز است
و از اين جهت بود كه:«شخصى در خدمت حضرت پيغمبر-صلّى اللّه عليه و آله- مدح ديگرى را كرد،حضرت فرمود:گردن او را قطع نمودى». [١]
و فرمود:«هرگاه مدح برادر خود را در برابر او كنى گويا تيغ بر حلق او كشيده اى». [٢]
و ديگرى در حضور آن سرور،مدح شخصى را كرد،حضرت فرمود:پى كردى او را،خدا تورا پىكند». [٣]
و اخبارى كه در مذمت مدح كردن رسيده همه در صورتى است كه:متضمن يكى از مفاسد باشد.و به هر حال،خوش آمدن كسى از اينكه او را مدح و ثنا گويند بسيار مذموم و از جمله صفات رذيله است.همچنان كه مذكور خواهد شد.
صفت هيجدهم:دروغ گفتن
و آن از جمله گناهان كبيره،بلكه قبيحترين گناهان و خبيثترين آنها است.صفتى است كه:آدمى را در ديدهها خوار،و در نظرها بىوقع و بىاعتبار مىسازد.و سرمايه خجالت و انفعال،و باعث دل شكستگى و ملال.سبب و اساس ريختن آبرو در نزد خلق خدا،و باعث سياهروئى دنيا و عقبى است.و آيات در مذمّت اين صفت بسيار،و اخبار در نكوهش آن بىشمار است.
خداوند كريم مىفرمايد:« إِنَّمٰا يَفْتَرِي الْكَذِبَ الَّذِينَ لاٰ يُؤْمِنُونَ »يعنى:«اين است و جز اين نيست كه:به دروغ،افترا مىبندند كسانى كه ايمان به خدا ندارند». [٤]
حضرت پيغمبر-صلّى اللّه عليه و آله-فرمود كه:«هرگاه مؤمنى بدون عذر شرعى، دروغ بگويد،هفتاد هزار فرشته بر او لعنت مىكنند.و از دل او تعفّن و گندى بلند مىشود و مىرود تا به عرش مىرسد.و خداى-تعالى-به سبب آن دروغ،گناه هفتاد زنا بر او مىنويسد،كه آسانترين آنها زنائى باشد كه با مادر خود كرده باشد». [٥]
و از آن سرور پرسيدند كه:«مؤمن،جبان است؟فرمودند:بلى.عرض كردند:بخيل است؟فرمود:بلى.عرض شد كه:دروغگو است؟فرمود:نه». [٦]
و فرمود كه:«دروغ،روزى آدمى را كم مىكند». [٧]
[١] محجة البيضاء،ج ٥،ص ٢٨٣.و احياء العلوم،ج ٣،ص ١٣٨.
[٢] احياء العلوم،ج ٣،ص ١٣٩.و محجة البيضاء،ج ٥،ص ٢٨٣.
[٣] احياء العلوم،ج ٣،ص ١٣٩.و محجة البيضاء،ج ٥،ص ٢٨٣ و ٢٨٤.
[٤] نحل،(سورۀ ١٦)،آيۀ ١٠٥.
[٥] جامع السعادات،ج ٢،ص ٣٢٢.
[٦] بحار الأنوار،ج ٧٢،ص ٢٦٢،ح ٤٠.
[٧] كنز العمال،ج ٣،ص ٦٢٣،خ ٨٢٢٠.