معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٢١١ - نقش قوّه خياليّه و واهمه و عاقله
آنها به اعتبار آن است كه:آدمى را بر طاعت و عبادت وا مىدارند،و باعث مداواى دل رنجور مىگردند.
و اين در اشخاص مختلف مىشود:
گاه است شخصى است كه ترس و خوف،او را از طمع و اميد بيشتر به كار وا مىدارد،و چنين شخصى صفت خوف از براى او اصلح است از رجاء.
و گاه است شخص ديگر بر عكس است،و حكم آن نيز بر عكس است.
و كسى كه بر او صفت امن از عذاب خدا غالب باشد،و ايمن از مكر اللّه بوده باشد صلاح او تحصيل صفت خوف است.
و كسى كه يأس از رحمت خدا بر او غلبه داشته باشد اصلح از براى او تحصيل صفت رجا است.
و شخصى كه غريق بحر معاصى و گرفتار دام شهوات دنيويّه بوده باشد بايد در صدد تحصيل خوف برآيد.
و كسى كه معاصى ظاهريّه و باطنيّه را ترك كرده باشد اصلح از براى او اين است كه:
ترس و اميد او مساوى باشند.
و خلاصه اينكه:هر كدام كه آدمى را بيشتر بر تحصيل مقصود وا مىدارد،تحصيل آن اهمّ است.و اگر در اين خصوص مساوى باشند اصلح،اعتدال اين دو صفت و تساوى آنها است.
همچنان كه خداى-تعالى-در وصف جماعتى مىفرمايد: «يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً» يعنى:«پروردگار خود را مىخوانند با ترس و اميد». [١]
حضرت امير المؤمنين-عليه السّلام-به يكى از اولاد خود فرمودند كه:«اى فرزند! چنان از خدا بترس كه همچنين دانى كه اگر طاعات همه اهل زمين را كرده باشى از تو قبول نخواهد كرد.و چنان به خدا اميدوار باش كه چنان دانى كه اگر گناهان همه اهل زمين را كرده باشى تو را خواهد آمرزيد». [٢]
حارث بن مغيره گويد:به حضرت صادق-عليه السّلام-عرض كردم كه:«در وصيت لقمان چه بود؟فرمودند كه:چيزهاى عجيبه در آن بود،و عجيبتر از همه آنكه:به پسر خود وصيت كرده بود كه چنان از خدا بترس كه اگر طاعت«ثقلين» [٣]را با خود ببرى چنان دانى كه تو را عذاب خواهد كرد.و چنان اميدوار به او باش كه اگر گناهان ثقلين را
[١] سجده،(سوره ٣٢)،آيه ١٦.
[٢] بحار الأنوار،ج ٧٠،ص ٣٩٤،ذيل ح ٦٤.
[٣] جن و انس.