معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٢١٠ - نقش قوّه خياليّه و واهمه و عاقله
يعنى:«به درستى كه:كسانى كه ايمان آوردند و به جهت متابعت رسول،ترك اوطان خود را نمودند و در راه خدا با كفار و نفس اماره جهاد كردند،ايشاناند كه اميدوار به رحمت پروردگارند». [١]
و در مقام مذمت طايفهاى مىفرمايد:« فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ وَرِثُوا الْكِتٰابَ يَأْخُذُونَ عَرَضَ هٰذَا الْأَدْنىٰ وَ يَقُولُونَ سَيُغْفَرُ لَنٰا » [٢]خلاصه معنى اينكه:از عقب گذشتگان، طايفهاى آمدند كه كتاب خدا از رفتگان به ايشان رسيد،و ايشان گرفتار متاع دنيوى گشتند،و آنها را فرا گرفتند و مىگويند كه زود باشد كه ما آمرزيده شويم.
و از حضرت پيغمبر-صلّى اللّه عليه و آله-مروى است كه:«احمق كسى است كه متابعت هوا و هوس نفسانى را كند،و آرزو از خدا داشته باشد». [٣]
و شخصى به خدمت امام جعفر صادق-عليه السّلام-عرض كرد كه:«قومى هستند كه گناه مىكنند و مىگويند ما اميد به خدا داريم و هميشه چنيناند تا مرگ ايشان برسد.
حضرت فرمودند كه:ايشان كسانى هستند كه به آرزو مىگذرانند و دروغ مىگويند، رجا و اميد ندارند.و به درستى كه كسى كه اميد به چيزى داشته باشد در صدد طلب آن بر مىآيد.و كسى كه از چيزى بترسد از آن مىگريزد». [٤]
و شخصى به حضرت صادق-عليه السلام-عرض كرد كه:«قومى از دوستان تو معصيت مىكنند و مىگويند ما اميدواريم.حضرت فرمود:دروغ مىگويند،دوستان ما نيستند.اينها قومى هستند كه امانى و آمال،ايشان را مضطرب كرده است.كسى كه اميد به چيزى داشته باشد عمل از براى آن مىكند». [٥]
و باز از آن حضرت مروى است كه:«مؤمن،مؤمن نيست تا خوف و اميد داشته باشد.و خوف و اميد نمىدارد مگر در وقتى كه عمل كند از براى آنچه مىترسد و به آن اميد دارد». [٦]
فصل:خوف اصلح است يا رجاء؟
دانستى كه خوف و رجا دو صفتاند از صفات محموده و اخلاق فاضله.و فضيلت
[١] بقره،(سورۀ ٢)،آيه ٢١٨.
[٢] اعراف،(سوره ٧)،آيه ١٦٩.
[٣] سنن ابن ماجه،تحت رقم ٤٢٦٠.و محجّة البيضاء،ج ٧،ص ٢٥٠.و احياء العلوم،ج ٤،ص ١٢٤.
[٤] كافى،ج ٢،ص ٦٨،ح ٥.و بحار الأنوار،ج ٧٠،ص ٣٥٧،ح ٤.
[٥] كافى،ج ٢،ص ٦٨ و ٦٩،ح ٦.و بحار الأنوار،ج ٧٠،ص ٣٥٧،ذيل ح ٤.
[٦] كافى،ج ٢،ص ٧١،ح ١١.و بحار الأنوار،ج ٧٠،ص ٣٩٢،ح ٦١.