معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ١٨٤ - نقش قوّه خياليّه و واهمه و عاقله
خجالت آن،يا از رسوائى و شرمسارى در محشر و بروز كردن باطن در نزد ملك و بشر،يا در ماندن در محاسبه«مستوفيان» [١]بازار روز قيامت،يا از الم حسرت و پشيمانى و ندامت،يا از محرومى از ديدار شفعاى روز رستاخيز،يا از گذشتن صراط باريك تيز، يا از آتش سوزنده،و مار و كژدم گزنده،و يا از محرومى از نعيم بهشت،و دورى از وصال حوران پاك سرشت،و حرمان از پادشاهى جاودان،و مملكت بىپايان.
و بسا باشد كه ترس از چيزى باشد آدمى را به مكروهى برساند،اگر چه خود آن چيز فى ذاته مكروه نباشد مانند مردن پيش از توبه يا شكستن توبه يا از تقصير در وفا به حقوق پروردگار،يا از غلبه نفس امّاره و شيطان مكاره،يا از فريب خوردن از دنياى دنيه و زخارف فانيه،يا از اشتغال ذمه به حقوق مردمان،و كشيدن بار حقوق ايشان،يا از استدراج به تواتر نعمت و ثروت و عزّت و صحّت،يا از ظهور عدم قبول طاعت و عبادت،يا از سوء خاتمه و بدى عاقبت،يا از آنچه در ازل به جهت او مقدّر شده است و نحو اينها.
خوف از سوء عاقبت
و بيشتر خوفى كه بر دل نيكان و متّقين غالب است خوف سوء خاتمه است كه دلهاى عارفين از آن پاره پاره است،زيرا كه-همچنان كه مذكور خواهد شد-در آن وقت امر،صعب و خطرناك است.و بالاترين اين اقسام خوف سابقه است،كه خوف از روز ازل باشد.از اين جهت عبد الله انصارى[١]گفته كه:مردم از روز آخر مىترسند و من از روز اول.
و روزى حضرت رسول-صلّى اللّه عليه و آله-در منبر دست راستش را بلند كردند و كف مبارك را پيچيده فرمودند:«اى مردم آيا مىدانيد كه در كف دست من چيست؟ عرض كردند كه خدا و رسولش داناترند.فرمودند كه:نامهاى اهل بهشت و نامهاى پدران و قبيلههاى ايشان تا روز قيامت.سپس دست چپش را برداشته و فرمودند كه:آيا مىدانيد در كف دست من چيست؟باز عرض كردند كه:خدا و رسولش داناترند.
فرمودند كه:نامهاى دوزخيان و نامهاى پدران و قبيلههاى ايشان تا روز قيامت.پس فرمودند كه حكم خداست و حكم خدا عدل است كه:«فريق في الجنة و فريق في السعير»يعنى:طايفهاى در بهشتاند و طايفهاى در دوزخ». [٢]
[١] حسابگران.
[٢] كافى،ج ١،ص ٤٤٤،ح ١٦.