معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ١٠٤ - احتراز از معاصى سبب اعتقاد جازم
است،و چيزى مثل او نيست،شنوا و بينا است.
و اما در احوال آخرت،پس ايمان بياورد به بهشت و دوزخ و صراط و ميزان و حساب و شفاعت و غير اينها.و واجب نيست بر او كه بحث كند از حقيقت صفات خدا،بلكه اگر آنها را تصوّر هم نكند و به خاطرش نگذرد و بميرد با ايمان مرده است.
اگر وقتى شبهه يا شكى از براى او هم رسد پس بايد آن را به كلامى نزديك به فهم دفع كرد اگر چه اين كلام نزد ارباب جدل و مناظره و متكلمين ناتمام باشد و احتياج به ذكر ادلّه و براهين نيست.
و مخفى نماند كه از ادلۀ اجماليّه يا برهانيّه،يا از شواهد عقليه و قرائن خارجيه اگر چه مىتواند كه از بعضى مراتب جزم حاصل شود اما هر گاه كسى طالب نورانيت يقين و وضوح عقايد باشد و بخواهد كه از نور معارف ربانيّه و ضياء علوم حقيقيّه در و ديوار خانه دل متلألى گردد و پرده از پيش بصيرتش برداشته شود و به مرتبۀ يقين كامل برسد آن هرگز به دليل و برهان و جدال و كلام حاصل نمىشود،بلكه موقوف است به ملازمت ورع و تقوى،و بازداشتن نفس از هوى و هوس،و پاك كردن آن از صفات ذميمه،و قطع علايق دنيويّه،و اشتغال به رياضات شاقّه و مجاهدات صعبه،و تضرّع و زارى به درگاه حضرت بارى-عز اسمه-،و استمداد از مبادى متعاليه،تا آنكه نور الهى بر روزن دل بتابد و حجاب از پيش ديده برداشته شود.
« وَ الَّذِينَ جٰاهَدُوا فِينٰا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنٰا »يعنى:«آنان كه در راه ما مجاهده كردند راه