معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٨٦٥ - آداب و شرايط امام جماعت
مقرّبين و ائمّۀ طاهرين و بندگان صالحين خدا آورد و گويد:«السّلام عليك أيّها النّبىّ و رحمة اللّه و بركاته.السّلام علينا و على عباد اللّه الصّالحين.السّلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته».امروز روز دستگيرى و شفاعت است.و هنگام رحم و عنايت است.پس سه مرتبه دستهاى خود را بلند كند و اشاره كند كه:دست مرا بگيريد،اى دست گيران روز باز خواست.
و بدان كه:هر بندهاى كه نماز خود را از آفات خالى سازد و به نيّت خالص داخل آن شود و آداب باطنيّۀ آن را كه مذكور شد از خضوع و خشوع و تعظيم و هيبت و حيا و رجاء و خوف و خشيت و ساير اينها را مراعات كند،انوارى چند در دل او ظاهر مىشود كه كليد معارف باطنيّه و علوم حقيقيّه گردند.و هر بنده را به قدر صفاى نفس او از كدورات دنيا،در معارف گشوده مىشود.
و اشاره به اين است آنچه حضرت پيغمبر-صلّى اللّه عليه و آله-فرمود كه:«چون بنده به نماز ايستد حجاب ميان خدا و او رفع مىشود،و خدا رو به او مىآورد،و ملائكه از كتفهاى او تا هوا مىنشينند و با نماز او نماز مىكنند.و بر دعاى او آمين مىگويند.و از اطراف آسمان،نيكويى بر سر او نثار مىشود.و منادى ندا مىكند كه:اگر بداند با كه مناجات مىكند به هيچ طرفى التفات نمىكند».
و آنچه فرمود كه:«درهاى آسمان از براى نماز كنندگان گشوده مىشود». [١]
فصل هفتم:آداب و شرايط امام جماعت
كسى كه امام جماعت باشد و قومى به او اقتدا كنند سزاوار آن است كه:از ميان ايشان به صفاى قلب و اقبال به نماز و خضوع و خشوع و ساير شرايط باطنيّه ممتاز باشد، زيرا او«قدوۀ» [٢] ايشان و نفوس آن جماعت را جانب خدا جذب مىكند.و چه بسيار قبيح است كه:دل او غافل،يا در وادى فكر باطل بوده باشد،و بعضى از مأمومين او حاضر القلب،با دل خاشع،و بدن خاضع،مشغول نماز باشند.
و از اين شنيعتر آنكه:دل او ملتفت به كسانى كه در عقب او هستند از مردمى كه نه نفع مىتوانند رسانيد و نه ضرر،بيشتر باشد از التفات به جانب حضرت مالك الملكى كه به محض اراده او ملك و ملكوت و عوالم علويّه و سفليّه موجود شدهاند.و آيا چنين شخصى از حضرت علاّم الغيوب حيا نمىكند كه خود را مقتداى امّت سيّد پيغمبران مىكند؟!و در جاى رسول خدا و خلفاى راشدين او مىايستد و نيابت ايشان را مىكند؟
[١] محجة البيضاء،ج ١،ص ٣٩٦-٣٩٥.
[٢] پيشوا،مقتدا.