معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٨٥ - عدالت سرمنشأ كمال و سعادت
بايد در عمل متوسط باشى ميان حفظ ظاهر و باطن خود،نه اينكه ظاهر خود را پاكيزه نمائى و آن را به عبادات و طاعات بيارائى،و باطن به انواع خباثات آلوده باشد.مانند عجوزۀ كريه منظر زشت لقاى ديو سيرت كه خود را ملبّس به لباس عروسان«حوروش»، و مزيّن به زينت«مهوشان»دلكش نمايد،و به انواع«تدليسات»،خود را بيارايد،نه اينكه سعى در نيكى ذات و پاكى باطن خود كنى،و ليكن بالمرّه [١]از ظاهر غافل شوى،و مطلقا ملاحظه آن را نكنى،و به هيچ نوع از ملامت مردم انديشه ننمائى،و از كثافات ظاهريّه خود را محافظت ننمائى،مانند درّى شاهوار كه آن را به انواع قاذورات و نجاسات ملوّث سازند.بلكه،بايد ظاهرت آئينۀ باطنت باشد،و باطنت از جميع خباثات و كثافات پاك باشد.و بايد در جميع صفات باطنيه و افعال ظاهريه متوسط ميان افراط و تفريط باشى،به تفصيلى كه در اين كتاب گوش زد تو خواهد شد.
و همچنين در تحصيل علوم بايد ميانه روى را اختيار كنى،و وسط ميان علوم باطنيه عقليه و علوم ظاهريه شرعيه را بگيرى،نه از آن كسان [٢]باشى كه اقتصار مىكنند بر ظواهر آيات و اخبار،و«جمود»مىنمايند بر ترجمه احاديث و آثار،و از حقايق قرآن و سنّت بىخبر،و از دقايق حكم كتاب و روايت قطع نظر كردهاند.زبان ايشان به مجرّد تقليد به مذمت علماى حقيقت دراز،و با يكديگر در طعن و لعن ايشان هم آواز،و گاهى ايشان را ملحد و كافر مىنامند،و زمانى آنها را زنديق و تارك شريعت مىخوانند،بدون اينكه كلام ايشان را«غور»كنند و مطلب ايشان را بفهمند،و از طريقه ايشان آگاه شوند و از عقايد ايشان فحص نمايند و تفتيش كنند.و نه از اشخاصى [٣]باشى كه عمر خود را صرف علوم عقليه نموده به فضول يونانيان خود را راضى مىكنند،و عقول قاصره خود را در هر چيزى دليل و رهبر مىدانند،و هر چه عقل ناقص ايشان آن را نفهمد طرح يا تأويل مىكنند،و آيات و اخبار را تا توانند از ظاهر خود صرف مىكنند.و احكام شريعت نبويّه در نزد ايشان مهجور،و از تتبّع آيات و اخبار دورند.علماى شريعت را مذمت و بدگويى مىكنند،و به ايشان نسبت بيفهمى و نادانى مىدهند،ورثۀ انبياء را جاهل و نادان مىشمارند،و از براى خود كه هنوز عقل را از و هم تميز ندادهاند،زيركى و فطانت ثابت مىكنند.و از اين غافل كه:عقل بىرهنمايى شرع قدم بر نمىتواند داشت، و گامى در راه نمىتواند گذاشت.و چون خواهى كه جامع ميان عقليات و نقليات باشى، بايد در هر دو وسط و ميانه روى را اختيار كنى.
[١] بطور كلى.
[٢] اشاره به فرقۀ اشاعره و اهل حديث است.
[٣] اشاره به فرقۀ معتزله و اسماعيليه و اخوان الصفا است.