معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٨٤٦ - غفلت،مخالف روح و حقيقت نماز
و اين خود امرى است ظاهر.و كسى كه با دل غافل و بدون فهم معنى بگويد:
« اِهْدِنَا الصِّرٰاطَ الْمُسْتَقِيمَ ».چه عرض مطلبى كرده و چه سؤال از خدا نموده؟!و مقصود كلّى از حمد و سوره و ذكر ركوع و سجود،ثنا و ستايش پروردگار،و حمد او و تضرّع و دعاست.
و شكّى نيست كه:او خدا را نمىبيند و مشاهدۀ او را نمىنمايد.پس هرگاه دل بنده را هم پردۀ غفلت گرفته باشد و غافل باشد از اينكه چه مىگويد و با كه مىگويد و همين زبان خود را بجنباند چه حمد و ثنايى خواهد بود؟!و چه تضرّع و دعايى كرده خواهد بود؟! و همچنين مقصود از خود ركوع و سجود نيست مگر تعظيم و تمجيد الهى.و با وجود غفلت،چگونه تعظيم به عمل مىآيد؟!و اين افعال،هرگاه از تعظيم بودن بيرون روند ديگر چه مىماند بجز جنبانيدن سر،و خم كردن پشت،كه چندان مشقّت و صعوبتى ندارد؟! پس اگر نماز،مجرّد اين حركات بودى چگونه ستون دين شدى؟و فاصله ميان كفر و اسلام گشتى؟و سرّ جمله عبادات بودى؟و خداوند-سبحانه-حكم به قتل تارك آن كردى؟! و از آنجا كه حضور قلب و خشوع و خوف و خشيت،عمدۀ مقصود از نماز است آيات بسيار و اخبار بىشمار در ترغيب به آنها و بيان فضيلت آنها و مذمّت اهل غفلت در حال نماز و مشغولين به فكر دنيا و وساوس باطله رسيده.
حقّ-سبحانه و تعالى-در بيان مؤمنانى كه حكم به رستگارى ايشان فرموده مىفرمايد:
« اَلَّذِينَ هُمْ فِي صَلاٰتِهِمْ خٰاشِعُونَ ».يعنى:«آن مؤمنان،كسانى هستند كه در نماز خود خاشع هستند». [١]
و نيز مىفرمايد:« وَ أَقِمِ الصَّلاٰةَ لِذِكْرِي ».يعنى:«به جا آوريد نماز را به جهت ياد كردن من». [٢]
و خود ظاهر است كه:نمازى كه با غفلت باشد از ياد خدا خالى است.
و مىفرمايد:« فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ اَلَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلاٰتِهِمْ سٰاهُونَ ».يعنى:«واى از براى نماز كنندگانى كه در حال نماز خود غافلاند». [٣]
[١] مؤمنون،(سورۀ ٢٣)،آيۀ ٢.
[٢] طه،(سورۀ ٢٠)،آيۀ ١٤.
[٣] ماعون،(سورۀ ١٠٧)،آيۀ ٥-٤.