معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٧٦٧ - رضا بر قضا و مقدرات الهى
به عبادت مشغولم كه شايد خدا توبه مرا قبول كند و هنوز قبول توبه من معلوم نيست، زيرا از خدا خواستهام كه اگر از گناه من بگذرد يكى از پيغمبران را به اينجا فرستد.
عيسى-عليه السّلام-فرمود:توبه تو قبول شد،زيرا كه:من عيسى پيغمبرم.و بعد از آن فرمود:چه گناه كردهاى؟گفت:روزى از تابستان بيرون آمدم هوا بسيار گرم بود،گفتم:
عجب روز گرمى است».
فصل:رضا بر قضا و مقدرات الهى
ضدّ سخط،«رضا»است.و آن عبارت است از:ترك اعتراض بر مقدّرات الهيّه در باطن و ظاهر،قولا و فعلا.و صاحب مرتبه رضا پيوسته در لذّت و بهجت و سرور و راحت است،زيرا تفاوتى نيست در نزد او ميان فقر و غنا،راحت و عنا،بقا و فنا،عزّت و ذلّت،مرض و صحّت،و موت و حيات.و هيچ يك از اينها بر ديگرى در نظر او ترجيح ندارد.و هيچ كدام بر دل او گران نيست،زيرا كه:همه را صادر از خداى -تعالى-مىداند.به واسطه محبّت حقّ كه بر دل او رسوخ نموده بر همۀ افعال او عاشق است.و آنچه از او مىرسد بر طبع او موافق است.و مىگويد:
عاشقم بر لطف و بر قهرش به جدّ
بو العجب من عاشق اين هر دو ضدّ
ناخوش او خوش بود بر جان من
جان فداى يار دل رنجان من
ما سر نكشيم از قدم يار صفايى
تيغ آيد اگر در قدم او بسر ما
در آثار وارد است كه:«يكى از ارباب رضا،سنّ او به هفتاد سال رسيد و در اين مدّت نگفت كه:كاش فلان چيز بودى و فلان نبودى».
يكى از بزرگان را گفتند كه:«از آثار رضا در خود چه مىيابى؟گفت:در من بويى از رضا نيست و با وجود اين،هرگاه خداى-تعالى-تن مرا پل جهنّم سازد و خلق اولين و آخرين را از آن بگذراند.و همه را داخل بهشت كند.و مرا به جهنم افكند و جهنم را از من پرگرداند،به حكم او راضيم و به قسمت او خشنودم.و هرگز به خاطرم نمىگذرد كه:كاش چنين نبودى و چرا نصيب من اين شد و قسمت ديگران آن؟».
و صاحب اين مرتبه،هر چيزى را به چشم رضا مىنگرد.و هر امرى را به نظر محبّت مىبيند.و در هر موجودى نور رحمت الهيّه را مشاهده مىكند.و سرّ حكمت ازليّه را ملاحظه مىنمايد.پس هر چه مىشود در سراى وجود،موافق مراد مطلب او است.و هر چه در كارخانه هستى رو مىدهد بر وفق هوا و خواهش اوست.و از اينجا معلوم