معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٧٠ - تشخيص امراض نفسانى
الف:به طرف افراط است كه زياده از حد اعتدال است.
ب:به طرف تفريط است كه از حد اعتدال ناقص مىباشد.
و مثال اين در مرض جسمانى:همچنان كه مزاج شخصى در حالت صحت قدر معينى اشتهاى غذا دارد ولى يكبار از حد تجاوز مىكند به طرف زياده،و ناخوشى جوع حاصل مىشود،و زياده از قدر اعتدال غذا مىطلبد،بلكه آنچه مىخورد سير نمىشود.
و يك دفعه ديگر به طرف نقص تجاوز مىكند،و سد اشتهاى او مىشود و طبع او ميل به غذا نمىكند،و اين دو انحراف در كميت است.و يكبار ديگر اشتهاى او به حد اعتدال است،و ليكن طبع او مايل به چيزهايى است كه مزاج صحيح آن را نمىطلبد،مثل ذغال و گل و خاك و گوشت سوخته و امثال آن.
پس،امراض اين سه قوه نفسانيه بر سه قسم مىشود:يا به سبب افراط است،يا تفريط، يا پستى و ردائت كيفيت.
اما افراط در قوه و ادراك:مثل صفت جربزه و تجاوز نظر و فكر از حد اعتدال،و توقف نمودن در مسائل به سبب شبهات واهيه،و فكر كردن در امورى كه فهميدن آنها حدّ او نيست،و حكم كردن در مجردات به مجرد و هم و تصورات.و تفريط در آن:
مانند صفت«بلاهت» [١]و نادانى،و قصور نظر و فكر از فهميدن ضروريات،و اجراى احكام ماديات بر«مجرّدات». [٢]و نابودى و«ردائت» [٣]آن:مثل ميل به علومى كه در آنها كمالى از براى نفس حاصل نمىشود،مانند«كهانت» [٤]و«شعبده» [٥]و تعليم بازيها و امثال آن.و از اين قبيل است:طرق جدل،و مناظره زياده از قدر ضرورت.
و افراط در قوه غضبيه:مانند شدت غيظ به حدى كه صاحب آن شبيه به سباع درنده شود و در انتقام از حد جايز تجاوز نمايد.و تفريط در آن:مثل اينكه اصلا در آن غيرت و حميت نباشد،و از هر كسى ذلت و اهانت را متحمل شود.و از اين قبيل است كه خود را در اعمال و افعال شبيه به طفلان و زنان كند.و ردائت آن:مثل اينكه غضب بر جمادات و حيوانات كند،و كاسه و كوزه خود را بشكند،و پا بر خود زند و جامه خود را پاره كند.
و افراط در قوه شهويه:مثل اينكه زياده از حد ضرورت مباشرت كند،و با وجود
[١] كودنى.
[٢] ماديات و جسمانيات،ويژگيهائى دارند مانند:طول،عرض،عمق و...كه در مجرّدات،اين صفات نيست. رك:پاورقى ص ١٥.
[٣] فساد،زشتى.
[٤] فالگيرى.
[٥] چشم بندى،تردستى،حقه بازى.