معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٦٤٤ - مواضعى كه غيبت در آنها جايز است
مىكنند.و مشعلها و فانوسها و صورتها نصب مىنمايند.و به اين وسيله اسرافهاى بسيار مىكنند.و زنان را با مردان در يك مجمع حاضر مىسازند.و پسرى را با مردى بربالاى منبر مىكنند،تا به نغمات غناى حرام چند كلمه بخواند.و بسا باشد كه مردان را لباس زنان مىپوشانند،و تشبيهات در مىآورند.و طبل و كوس و نقاره مىكوبند.و اين هنگامه را تعزيه امام حسين مىنامند.و از چنين اعمال قبيحه ركيكه توقّع اجر و ثواب دارند.غافل از اينكه تعزيه،امرى است مستحب،و به اين واسطه نامشروعات متعدده تحقق مىيابد،و با وجود آنكه اين امر،بازيچه و لهو و لعب است،نه تعزيه و مصيبت.
نوع ششم:قومى هستند كه معاصى بسيار از ايشان سر مىزند.و طاعت بىشمار از ايشان فوت مىگردد.و ليكن همه آنها را فراموش مىنمايند.و يك طاعتى كه از ايشان به عمل آمد،آن را حفظ مىكنند،و به واسطه آن،منّت بر خدا مىگذارند.و خود را آمرزيده مطلق مىدانند.مثل اينكه در همه عمر،يك دفعه حج مىكنند،يا به يكى از مشاهد مشرفه مىروند.يا مسجدى مىسازند،يا رباطى بر پا مىكنند.و حال آنكه هيچ يك از عبادات ديگر ايشان به نحو مقرّر در شريعت نيست.يا اجتناب از مال مردم نمىكنند.يا در اداى زكات و خمس خود تقصير مىكنند.يا از ايذا و عيب مسلمين احتراز نمىنمايند.و همه اينها را فراموش مىنمايند.و آن يك عمل،هميشه در مدّ نظر ايشان است.و چنان با خود خيال مىكنند كه چگونه خدا مرا عذاب مىكند!و حال اينكه حج كردهام،يا مسجد بنا كردهام،يا رباط بر پا كردهام،يا روزى چقدر قرآن خواندهام و امثال اينها.و چنين شخصى،بايد در صدد محاسبه اعمال خود باشد.و همه اعمال خود را با يكديگر موازنه كند.و خير و شر آنها را ملاحظه نمايد،تا ببيند كدام افزونتر،و كدام كفه ترازوى اعمالش سنگينتر است.
اهل علم
طايفه سوم:از اهل غرور و غفلت،اهل علماند.و مغرورين اين طايفه بسيارند.
آرى:
در اين خرقه بسى آلودگى هست
خوشا وقت و لباس«درد» [١] نوشان
و از جمله مغرورين ايشان،فرقهاى هستند كه اكثر عمر خود را صرف علم كلام و مجادلات نموده،و اكثر اوقات خود را صرف تعليم آداب مناظره رسانيده،در ايراد شكوك و شبهات،تأليفات ساخته و پرداخته،نه در عقايد دينيّه از مرتبه پستترين
[١] شراب.