معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٦٢١ - مواضعى كه غيبت در آنها جايز است
تحصيل جاه،و اعتبار در نزد مردم،يا دفع مذمّت و ناخوش آمدن ايشان،مثل اينكه:از چركينى جامه خود مضايقه نداشته باشد و ليكن به جهت اينكه مردم او را پاكيزه و نظيف دانند جامه خود را نظيف كند.و از اين قبيل است تزيين لباس به جهت حضور مجامع و مانند آن.و اين قسم از ريا،مباح و جايز است،بلكه گاه مىشود كه ممدوح مىگردد.
مروى است كه:«روزى حضرت رسول-صلّى اللّه عليه و آله-خواست كه به مجمع اصحاب حاضر شود،نظر به خم آبى مىكرد و عمامه و موهاى مبارك خود را مىآراست.شخصى ديد عرض كرد كه:شما نيز چنين مىكنيد؟فرمود:بلى،به درستى كه:خدا دوست دارد كه بنده از براى برادران خود زينت كند وقتى كه به سوى ايشان بيرون مىآيد». [١]
«و حضرت امام جعفر صادق-عليه السّلام-شخصى از اهل مدينه را ديد كه از براى عيال خود چيزى خريده بود برداشته به خانه مىبرد،آن مرد چون حضرت را ديد خجل شد.حضرت فرمود:اين را به جهت عيال خود خريدهاى،به خدا قسم كه اگر از خوف مذمّت كردن اهل مدينه نمىبود من نيز دوست داشتم كه براى عيال خود چيزى بخرم و خود بردارم به جهت ايشان ببرم». [٢]
و نوع دوّم از ريا در غير عبادات،در معاصىاى است كه از آدمى سر مىزند،يعنى:
پنهان داشتن گناهان خود از مردم و كراهت از اطلاع ايشان بر آنها.و اين نوع از ريا جايز،بلكه اظهار نمودن معاصى و قبايح خود حرام است.و آنچه گفتهاند كه:مقتضاى اخلاص آن است كه:ظاهر و باطن آدمى يكى باشد مراد آن است كه:باطن او به نوعى باشد كه در ظهور آن مطلقا قبحى نباشد.
معنى آن،آن چيزى است كه:يكى از اكابر گفته است كه:بر تو باد به عمل علانيه، يعنى:عملى چون ظاهر گردد،مطلقا شرم و خجلت نداشته باشد.
چنان كه بزرگى گفته كه:هرگز عملى نكردهام كه مضايقه از اطلاع مردم بر آن داشته باشم،مگر مواقعه با اهل خودم و دفع بول و غايط.
و ليكن دست هر كس به اين مرتبه عظمى نمىرسد،بلكه غير اهل عصمت و طهارت، و قليلى از برگزيدگان محفل قرب حضرت ربّ العزة،ساير اشخاص از گناهان ظاهرى و باطنى خالى نيستند.خصوصا از افكار باطله و وساوس شيطانيه،و آرزوهاى كاذبه،كه پروردگار بر همه مطلع،و از مردمان پنهان است.و سعى در اخفاى آنها و كراهت ظهور
[١] محجة البيضاء،ج ٦،ص ١٥٣.و احياء العلوم،ج ٣،ص ٢٥٩.
[٢] جامع السعادات،ج ٢،ص ٣٨٠.