معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٥٨ - مشتبه شدن صفات رذيله به صفات حسنه
بلى،كسى كه بقاى نام نيك را در صفحه روزگار،و پاداش اعمال را در دار قرار،و سر آمدن عمر ناپايدار دانست،البته باقى را بر فانى اختيار مىكند،پس در حمايت دين و شريعت سينه خود را سپر مىكند،و از تيغ ملامت ابناى روزگار حذر نمىكند،و مىداند كه به آئين مردان شير دل در راه دين در خون تپيدن،و به سعادت ابد رسيدن،از دو روزى ذليل و خوار در دنيا ماندن و عاقبت مردن،و از مرتبه شهادت دور ماندن،بسى بهتر و بالاتر است.و از اين جهت شير بيشه شجاعت،و شاه سرير ولايت،به اصحاب خود فرمودند كه:
«ايّها النّاس انّكم ان لم تقتلوا تموتوا و الّذى نفس ابن ابى طالب بيده لالف ضربة بالسّيف على الرّأس أهون من ميتة على الفراش»يعنى:«اى مردمان!به درستى كه شما اگر كشته نشويد خواهيد مرد،قسم به خدائى كه جان پسر ابو طالب در دست اوست،كه هزار ضربت شمشير بر سر،آسانتر و گواراتر است از اينكه آدمى در بسترش بميرد». [١]
بارى،هر عملى كه از صاحب مرتبه شجاعت سر مىزند،در هر وقتى كه بوده باشد موافق طريقه عقل و مناسب وقت است،نه او را از كشيدن بار مصائب و فتن،«كلالى» [٢]و ضعفى،و نه از چشيدن زهر«نوائب» [٣]و محن،المى و ملالى است.نه در دلش از حوادث زمان اضطرابى و حيرتى،و نه در خاطرش از آفات جهان تشويش و دهشتى است.و آنچه بر ديگران گران است،در پيش او سهل و آسان است،و آنچه بر مردمان سخت و دشوار است،و در نزد او نرم و هموار است،اگر غضب كند از فرمان عقل بيرون نمىرود،و اگر انتقام كشد پا از جاده شرع بيرون نمىنهد.
و اما ملكۀ«عدالت»:معلوم شد كه عبارت است از:انقياد و اطاعت قوه عمليه از براى قوه عاقله،به نوعى كه هيچ عملى از آدمى سر نزند مگر به فرموده عقل.و اين در وقتى حاصل مىشود كه ملكه در نفس آدمى به هم رسد كه جميع افعال بر نهج اعتدال از او صادر شود،بى آنكه او را در آن غرضى يا مطلب دنيوى باشد.
پس كسى كه عدالت را بر خود ببندد،و به مشقت خود را عادل وانمود نمايد،و از راه ريا اعمال خود را شبيه به اعمال عدول كند،و مطلب او تسخير دلهاى مردمان،يا تحصيل مال ايشان،يا رسيدن به منصب و جاه،و يا تقرب به وزير و شاه باشد،عادل نباشد.
و همچنين است حال در جميع صفات فاضله،كه در تحت اين چهار صفت مندرجاند به تفصيلى كه مذكور خواهد شد.
[١] ارشاد شيخ مفيد،ط بيروت،ص ١٢٧.(با اندك تفاوتى).
[٢] خستگى،ماندگى.
[٣] جمع نائبه يعنى حادثه،پيش آمد.