معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٥١٦ - وجوب امر به معروف و نهى از منكر و شرايط آن
و توبه به ظهور نرسد،كه اگر آن شخص نادم شود ديگر احتياج به امر به معروف و نهى از منكر نيست.
و از جمله امورى كه در امر به معروف و نهى از منكر لازم است آن است كه:علم به صدور آن هم رسيده باشد،به اين نحو كه:آدمى خود آن را ببيند يا علم به آن به هم رساند بدون اينكه تفحّص يا تجسّس نمايد.اما به محض احتمال يا مظنّه،تجسّس از آن جايز نيست و در صدد فحص نبايد برآمد.پس اگر كسى گمان برد كه:شخصى در خانه مشغول معصيتى است،اما يقين نداشته باشد نمىتواند داخل آنجا شود.و نبايد در صدد تحقيق آن برآيد.و همچنين جايز نيست گوش فرا داشتن،تا معلوم شود كه صدائى كه مىآيد معصيت است يا نه.يا بوئيدن دهان،به جهت آنكه معلوم كنى شراب خورده است يا نه.يا تحقيق اينكه آيا در خانه شراب دارد؟يا آنچه در ظرف اوست شراب است يا نه؟يا پرسيدن اينكه در زير دامان،آلت«سازى»پنهان كرده است يا نه؟و خلاصه آنكه تا علم حاصل نشود تفحّص و تجسّس نمودن جايز نيست.و از همسايه و رفقاى فاسق تفتيش فسق او را كردن روانه.
بلى اگر كسى تفحّص نمود و بر آن معصيتى معلوم شد،در آن وقت نهى از آن لازم است،اگر چه ابتدا خوب نكرده است كه تجسّس نموده.و لازم نيست كه آن كه امر به معروف و نهى از منكر مىكند عادل باشد،و خود هيچ معصيتى،يا همان معصيت را نكند،بلكه بر هر كه بر ترك معروفى،يا فعل منكرى مطلع شد بر او امر و نهى لازم است.خواه خود آن شخص خوب باشد يا بد.اگر خود،آن معصيت را بكند به آن جهت عاصى و گناهكار خواهد بود.و اگر با وجود اين،از ديگرى مطلع شود امر و نهى نكند دو گناه كرده خواهد بود.
بلى:كسى كه خود مرتكب معصيتى باشد و ديگران را از آن نهى كند خالى از خجالت و شرمسارى در نزد حضرت بارى نيست.
همچنان كه در اخبار رسيده كه به حضرت عيسى-عليه السّلام-وحى رسيد كه:
«اول نفس خود را پند ده،اگر پند پذير شدى،آن وقت مردم را پندگوى.و اگر نه،از من حيا و شرم كن». [١]
و ليكن ظاهر آن است كه:اين در صورتى است كه امر به معروف و نهى از منكر به قهر و غلبه و تسلّط باشد.اما اگر به عنوان پند و موعظه و نصيحت باشد دور نيست كه شرط باشد كه خود،مرتكب آن معصيت نگردد.و مردمان بر صدور آن معصيت از او مطلع نباشند،زيرا اگر مردم او را مرتكب آن گناه دانند موعظه او اصلا فايده و اثرى
[١] احياء العلوم،ج ٢،ص ٢٧٥.و محجة البيضاء،ج ٤،ص ١١١.