معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٥١٤ - وجوب امر به معروف و نهى از منكر و شرايط آن
ما چنان كوشد كه ديگران در تحصيل آرزوهاى خود.و كسى كه به پناه بندگان صالح ما در آيد.و كسى كه چون معصيت مرا ببيند چنان غضبناك گردد كه پلنگ از براى خود، يعنى از اندك و بسيار خلق نينديشد.و از كشتن باك ندارد». [١]
بلى:مؤمن بايد كه در حال معاينه معاصى به جهت تحصيل رضاى پروردگار جبّار غيرت دين،و عصبيّت و حميّت چنان بر او مستولى گردد كه از كثرت و قوّت مخالفان حق نينديشد.و به مهابت و سطوت ملوك و سلاطين التفات نكند.و در نصرت حق،از مال و جان و آبرو مضايقه ننمايد.
رسانيدن امر حق طاعت است
ز زندان نترسى كه يك ساعت است
يكى از صحابه به حضرت رسول-صلّى اللّه عليه و آله-عرض كرد كه:«كدام يك از شهيدان نزد خدا گرامىترند؟فرمود:مردى كه در پيش حاكم ظالمى سخن حق گويد و آن ظالم او را بكشد.و اگر نكشد ديگر گناه بر او نوشته نمىشود». [٢]
پس هر كه طالب سعادت و رضاى حضرت رب العزة باشد بايد در هر وقت از ملاحظه معاصى،خوددارى نكند.و چگونه كسى كه خود را بنده خدا داند در حين مشاهده نافرمانى او خوددارى تواند كرد،و حال اينكه دو نفر كه با هم في الجمله ربطى دارند نمىتوانند ملاحظه سهل انگارى در امر يكديگر را بكنند.و چه ربطى از خالقيت بالاتر و برتر است؟و كسى كه خود را وابسته به ديگرى داند،-مانند حاكم نسبت به پادشاه،يا ملازم حاكم نسبت به حاكم،يا امثال آنها-اگر ببيند كه كسى مخالفت آن شخص را مىكند در صدد معارضه و منازعه بر مىآيد.پس چگونه مىشود كه كسى مخالفت پروردگار را ببيند و متعرّض نگردد،و رضاى مردم را بر رضاى خدا مقدم دارد.و به تجربه ثابت،و از اخبار و آثار ظاهر مىگردد كه:پاس شريعت داشتن،و همّت بر اصلاح حال بندگان خدا گماشتن،موجب عزّت،و غلبه حرمت در نظرها،و طول عمر مىگردد.
وجوب امر به معروف و نهى از منكر و شرايط آن
و مخفى نماند كه:آنچه از آيات و اخبار مذكوره،و ساير آيات«عديده» [٣]،و اخبار متواتره مستفاد مىشود اين است كه:امر به معروف و نهى از منكر بر هر فردى از افراد مكلّفين واجب است.و اين مطلب،مورد اتّفاق جميع علماى شيعه و سنّى است.به اين
[١] احياء العلوم،ج ٢،ص ٢٧٣.
[٢] احياء العلوم ج ٢،ص ٢٧٣.
[٣] شماره شده(زياد).