معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٤٩٠ - فوايد دنيوى عدالت
خاك خفته و زبان اهل عالم به نام ناميش مزيّن،و طناب عمر چندين هزار سلطان به تيغ اجل گسسته،هنوز آوازه زنجير عدلش در گنبد گردون پيچيده است.
سوم آنكه:شيوه عدالت و دادخواهى،باعث دوام و خلود سلطنت مىگردد،چون دولت سراى پادشاهان را پاسبانى از اين هشيارتر،و كاخ«رفيع البنيان» [١] سلاطين را نگاهبانى از اين بيدارتر نيست.
عدل باشد پاسبان نامها
نى به شب چوبك زنان بر بامها
جناب مستطاب امير المؤمنين-عليه السّلام-مىفرمايد:«از ملوك و فرماندهان، هر كس كه به عدل و داد عمل كند خداى-تعالى-دولت او را در حصار امن خود نگاهدارد.و هر كه جور و ستم نمايد به زودى او را هلاك گرداند».
و نيز از كلمات آن حضرت است:«حسن السياسة يستديم الرياسة»يعنى:«نگاهدارى رعيّت بر وجه نيكو كردن،باعث دوام رياست،و بقاى آن مىگردد». [٢]
چو سلطان به فرمان داور بود
خدايش نگهبان و ياور بود
گزند كسانش نيايد پسند
كه ترسد كه در ملكش آيد گزند
چهارم آنكه:«شيمه» [٣] كريمه دادگرى و صفت خجسته رعيّت پرورى سبب خوشى احوال روزگار،و باعث آبادى هر كشور و ديار است.
به قومى كه نيكى پسندد خداى
دهد خسرو عادل نيكراى
چو خواهد كه ويران كند عالمى
نهد ملك در پنجه ظالمى
حتى اينكه حسن نيّت پادشاه را نيز در اين معنى تأثيرى عظيم،و دخلى تمام است.
چنان كه كلام صدق نظام امير المؤمنان-عليه السّلام-بدان تصريح فرموده كه:«اذا تغيّرت نيّة السلطان تغيّر الزمان»يعنى:«چون نيّت پادشاه،از نيكى منحرف گردد،احوال زمانه فاسد،و اوضاع روزگار تباه مىگردد». [٤]
چو نيّت نيك باشد پادشه را
گهر خيزد به جاى گل گيه را
فراخيها و تنگيهاى اطراف
ز عدل پادشاه خود زند لاف
پنجم آنكه:پادشاه كشورى كه به عدالت مشهور گردد بسا باشد كه پادشاهان ساير اقاليم را«عرق حميّت» [٥] به حركت آمده ايشان نيز طريقه دادگسترى و رعيّت پرورى پيشنهاد خود ساخته و او نيز در ثواب همه اينها شريك خواهد بود.و باشد كه سپاهى و
[١] بلند پايه.
[٢] غرر الحكم(مترجم)،ج ١،ص ٣٧٧،ح ١٦.
[٣] خوى و عادت.
[٤] غرر الحكم(مترجم)،ج ١،ص ٣١١،ح ٣٧.
[٥] رگ،غيرت.