معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٤٣٢ - صدقات مستحبه
تن را زنده كند مثل آن است كه همه خلق را زنده كرده باشد». [١]
بدان كه از حضرت پيغمبر-صلّى اللّه عليه و آله-پرسيدند كه:«چه صدقهاى افضل است؟فرمود اينكه:تو صدقه دهى در وقتى كه بدن تو صحيح باشد و اميد زندگانى داشته باشى و از احتياج بترسى،و نگذارى تا وقتى كه جان به گلوى تو برسد بگوئى فلان را اين قدر بدهيد و فلان را آن قدر». [٢]
و مخفى نماند كه:-همچنان كه مذكور شد-خلافى نيست كه صدقات مستحبه را پنهانى دادن افضل،و ثواب آن اكمل است.بلى خلاف كردهاند در اينكه:آيا از براى فقير،بهتر آن است كه خفيه بگيرد و در نزد مردم اظهار نكند؟يا افضل آن است كه:
آشكارا كند و در علانيه بگيرد؟ بعضى گفتهاند:پنهان افضل است.و طايفهاى رفتهاند بر اينكه:آشكار اولى است.و حق آن است كه:هيچ كدام از اين دو قول«على الاطلاق» [٣]صحيح نيست،بلكه با قصد و نيّت مختلف مىشود.
پس طالب سعادت بايد ملتفت احوال خود باشد.و ملاحظه احوال خود را بكند،هر كدام به قصد قربت نزديكتر،و از ريا و«تلبيس» [٤]و ساير آفات دورتر باشد آن را اختيار كند.مثلا اگر طبع او مايل به اخفاى آن باشد و غرض او بيم افتادن از چشم مردم باشد، يا تشويش اينكه ديگر كسى چيزى به او ندهد چون مطّلع شود كه گرفته است يا امثال اينها آشكارا كند.و اگر غرض او رغبت كردن اغنياء باشد به چيزى دادن به او،و دل او ميل به اظهار آن داشته باشد،اظهار نكند،و به روى خود نياورد.و همچنين اگر بفهمد كه آنكه داده است مىخواهد كه او اظهار كند و شكرگزارى او را كند و مدح او را نمايد،مطلقا اظهار نكند،و به روى خود نياورد،تا اعانت آن شخص دهنده را بر صفت بدى كه دارد نكرده باشد.
و بالجمله بايد مراتب دل خود باشد و امثال اين دقايق و نكتهها را ملاحظه كند، زيرا كه:اعمال جوارح و اعضا،و ملاحظه نكردن اين نكتهها باعث خنده شيطان و شماتت آن مىشود.و علم به اين دقايق،علمى است كه رسيده است كه يادگرفتن يك مسئله آن بهتر است از عبادت يك سال،زيرا كه:به اين علم عبادت همه عمر زنده مىشود.و به جهل به آن،عبادت تمام عمر مىرود.
[١] فروع كافى،ج ٤،ص ٥٧،ح ٣.
[٢] بحار الأنوار،ج ٩٦،ص ١٧٨،ح ١٣.
[٣] بدون قيد و شرط.
[٤] فريب و خدعه بكار بردن.