معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٤٣٤ - مهمانى كردن و آداب آن
مىآيد،و گناهان اهل خانه را برداشته مىرود». [١]
و فرمود:«هر خانهاى كه مهمان داخل آن نمىشود ملائكه نيز به آنجا نمىآيند». [٢]
و از حضرت امير المؤمنين-عليه السّلام-مروى است كه:«هيچ مؤمنى نيست كه صداى پاى مهمان را بشنود و به آن خوشحال شود مگر آنكه خدا همه گناهان او را مىآمرزد،اگر چه ميان زمين و آسمان را پر كرده باشد». [٣]
«روزى آن جناب گريست.از سبب گريۀ او پرسيدند.فرمودند:هفت روز است كه ميهمان به من وارد نشده،مىترسم كه مرتبۀ من نزد خدا پست شده باشد». [٤]
«و إبراهيم خليل الرحمن-عليه السّلام-چون مىخواست چيزى بخورد به قدر يك ميل يا دو ميل راه بيرون مىرفت كه كسى را بيابد و با او غذا بخورد.و او را «ابو الضيفان»يعنى:پدر ميهمانها گفتندى». [٥]
و جميع اخبارى كه در فضل و ثواب طعام دادن و آب دادن رسيده،دلالت بر فضيلت ميهمانى نيز مىكند.و آن اخبار از حد،متجاوز است.و وارد شده است كه:
«هر كه برادر مؤمن خود را اطعام كند تا سير كند او را،و آب دهد تا سير آب كند او را، خدا او را هفت خندق از آتش جهنم دور مىكند،كه ما بين هر خندقى مسافت پانصد ساله راه باشد». [٦]
و در روايتى ديگر رسيده است كه:«هر كه اطعام كند مؤمنى را تا سير كند او را، احدى از مخلوقات خدا قدر ثواب آن را نمىداند،نه ملك مقرّبى و نه نبّى مرسلى،مگر خداوند عز و جل». [٧]
و مخفى نماند كه:مهمانى كه اين همه ثواب از براى او رسيده است،نه آن است كه متعارف اكثر اهل اين زمان است،كه به قصد ريا،يا افتخار،يا خودنمائى جمعى از اهل دنيا را بر دور هم جمع نموده به هرزهگوئى و غيبت مسلمين مىگذرانند.و انواع اسراف را مرتكب مىشوند.بلكه مهمانى است كه:مقصود از آن،تقرّب به خدا،و اقتداى به سنّت پيغمبر،و دلجوئى برادران و شاد كردن دل مؤمنان بود باشد،و قصد خودنمائى و فخر نداشته باشد.و سزاوار آن است كه:فقرا و نيكان را مهمان كند،اگر چه مهمانى اغنيا
[١] بحار الأنوار،ج ٧٥،ص ٤٦١،ذيل حديث ١٤.
[٢] بحار الأنوار،ج ٧٥،ص ٤٦١،ذيل حديث ١٤.
[٣] بحار الأنوار،ج ٧٥،ص ٤٦٠،ح ١٤.
[٤] بحار الأنوار،ج ٤١،ص ٢٨،قريب به اين مضمون.
[٥] محجة البيضاء،ج ٣،ص ٣٢.و احياء العلوم،ج ٢،ص ١٢.
[٦] محجة البيضاء،ج ٣،ص ٢٦.و احياء العلوم،ج ٢،ص ٩.
[٧] كافى،ج ٢،ص ٢٠١،ح ٦.