معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٤١٨ - آداب انفاق كننده
قدر واجب اقتصار نمىكنند و جميع انواع خير را به جا مىآورند.
سوم:قسمى هستند كه زيادتر از قدر واجب را به جا نمىآورند و ليكن در واجب خود كوتاهى نمىكنند.و اين،پستترين درجات است،و آن مرتبۀ عوام است.
دوم:از اسرار وجوب زكاة،و ترغيب به بذل مال،پاك ساختن نفس است از صفت رذيله بخل،كه از جمله مهلكات است،چون كه به دادن مال مكررا،نفس عادت به بذل و عطا مىكند تا ملكه حاصل مىشود.
و سوم:بجا آوردن شكر نعمت خدا زيرا كه:خدا،را بر بنده،حق نعمت بدن و نعمت مال ثابت است.و عبادت بدنيّه،شكر نعمت بدن،و بذل اموال،شكر نعمت مال است.و چقدر قبيح است كه:كسى ادعاى اسلام كند و فقير بينواى مضطرى را ببيند و در شكر نعمت پروردگار خود تقصيرى كند.
دوّم:آداب انفاق كننده
و مخفى نماند كه:كسى كه در راه خدا انفاق مال مىكند بايد بداند كه از براى آن آدابى چند است:
يكى آنكه:چون به دل او بگذرد كه مالى در راه خدا بدهد و اين قصد را بكند بداند كه:شيطان از آن غافل شده و ملك به دل او نظر افكنده است.و فرصت را غنيمت شمارد و به زودى قصد خود را به جا آورد،كه در تأخير،آفات بسيار و عوايق زمان بىشمار است.
و دوم آنكه:چون به احتياج كسى مطلع شد يا گمان برد،پيش از اظهار كردن به او انفاق كند.و آبروى او را محافظت كند.و نگذارد كه مضطر به سئوال شود،زيرا كه:بعد از سئوال،آنچه مىدهد قيمت آبروئى است كه ريخته است،و احسان تام نيست.
«حضرت امير المؤمنين-عليه السّلام-از براى شخصى كه اميد به حضرت داشت چيزى فرستاد،و آن مرد هرگز از كسى چيزى نمىطلبيد،نه از آن حضرت و نه از غير او.شخصى عرض كرد كه:اين مرد هرگز چيزى از تو سئوال نكرده است و از آنچه فرستادى كمتر هم كفايت او را مىكرد.حضرت فرمود كه:خدا مثل تو را در ميان مؤمنين بسيار نكند،من عطا مىكنم و تو بخل مىورزى.هرگاه من كسى را كه اميد به من دارد عطا نكنم مگر بعد از سئوال او،پس به او ندادهام مگر قيمت آنچه را از او گرفتهام،زيرا كه:او در معرض اين در آوردهام كه:آبروئى را كه در پيش خداى من بر خاك مىمالد بريزم». [١]
[١] وسائل الشيعه،ج ٦،ص ٣١٨.