معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٣٨٩ - فرق بين فقير و گدا و مذمت تكدّى
خود را بدهد،و الاّ هر كدام كه مرتكب حرام شوند بدتر و اگر هر دو مرتكب شوند هر دو بدند.
پس كلام در فقيرى است كه:حرص بر تحصيل مال از ممر مباح زياده از قدر قوت داشته باشد و غنىاى كه چنين باشد.و از آنچه قبلا گذشت معلوم مىشود كه غنى:بدتر است و چنين فقيرى از چنين غنى بهتر و افضل است.
فصل:فرق بين فقير و گدا و مذمت تكدّى
چون فضيلت فقر را دانستى و فايده آن را شناختى،هان تا اشتباه نكنى و هر گدا را فقير ندانى،گدا كسى ديگر و فقير كسى ديگر است.گدا آن است كه:دنيا از او دست برداشته،و فقير آن است كه:او دست از دنيا برداشته است.و از براى فقير،شرايطى است كه:چنانچه فقير به آنها متصف باشد فضيلت فقر از براى او خواهد بود.
پس بدان كه:سزاوار فقير آن است كه:به فقر و بىچيزى خود راضى باشد.و اگر كراهتى از آن داشته باشد بايد مثل كراهت حجامت باشد از براى كسى كه حجامت مىكند،اگر چه في الجمله دردى مىيابد اما به آن راضى و خوشنود است.و آن را از خدا بداند و به آن جهت به آن شاد و فرحناك باشد.و در باطن توكل بر خدا داشته باشد.و اعتماد و وثوق او به خدا باشد.و چنان داند كه خدا قدر ضرورت را به او مىرساند.و به هر چه به او رسد قانع باشد و زيادتى نخواهد.و به اين جهت قطع طمع از خلق كند.و التفاتى به آنچه در دست مردم است نكند.و حرص بر تحصيل مال از هر جا برسد نداشته باشد.و بر فقر خود صابر و شاكر باشد.
حضرت امير المؤمنين-عليه السّلام-فرمود كه:«فقر نسبت به بعضى عقوبت است از جانب خداوند.و نسبت به بعضى كرامت.و علامت آن فقرى كه كرامت است آن است كه:صاحب خود را خوش خلق مىكند.و مطيع پروردگار مىگرداند.و شكايت از حال خود نمىكند.و خدا را بر فقر خود شكر مىكند.و علامت آن كه عقوبت است آن است كه:صاحب خود را بد خلق مىكند.و معصيت پروردگار را مىنمايد.و شكايت مىكند.و به قضاى الهى راضى نيست». [١]
و از اين حديث مستفاد مىشود كه:هر فقيرى را بر فقر،ثواب نيست،بلكه ثواب و فضيلت از براى فقرى است كه:صاحب آن راضى و شاكر باشد.و به قدر كفاف قانع باشد.و طول امل نداشته باشد.و اما آن كه راضى نباشد،و مايل به بسيارى مال باشد،و
[١] احياء العلوم،ج ٤،ص ١٧٨.