معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٣٦٥ - غيرت در دين و ناموس
به خدا قسم كه چارهاى بجز اطاعت او ندارم.و به خدا قسم كه صبر مىكنم به قدر توانائى و طاقت خود همچنان كه ايشان صبر كردند». [١]
و فرمود كه:«پيغمبران پيش از من بودند كه بعضى از ايشان به فقر مبتلا شدند،به نحوى كه بجز عبائى نيافتند.و بعضى مبتلا به شپش شدند،و اين را دوستتر داشتند از اينكه خدا دنيا را به ايشان عطا نمايد». [٢]
و فرمود كه:«ايمان بنده كامل نيست تا آنكه گمنامى را دوستتر از شناسائى و شهرت داشته باشد.و كم چيزى را دوستتر از بسيارى مال داشتن داشته باشد». [٣]
و از آن حضرت مروى است كه:«پروردگار به من فرمود كه:اگر خواهى سنگهاى مكه را از براى تو طلا كنم؟عرض كردم:خداوندا!مىخواهم كه يك روز گرسنه باشم و يك روز سير،تا در روز گرسنگى تو را بخوانم و تضرّع كنم و در روز سيرى حمد و سپاس تورا به جا آورم». [٤]
و مروى است كه:«آن حضرت روزى با جبرئيل از مكه بيرون آمد،به كوه صفا بالا رفتند،آن حضرت به جبرئيل-عليه السّلام-فرمود كه:به خدائى كه مرا به حق مبعوث كرده است كه در اين شام از براى آل محمد نه كف گندم برشتهاى است نه قدرى آرد جو.هنوز سخن آن حضرت تمام نشده بود كه ناگاه از آسمان صدا و زلزله عظيمى ظاهر شد،به نحوى كه حضرت ترسيدند.فرمود كه:مگر قيامت بر پا شد؟جبرئيل عرض كرد كه:يا رسول الله!اين صداى شهپر اسرافيل است كه بر تو نازل مىشود.پس اسرافيل آمد و عرض كرد كه:خداى-تعالى-سخن تو را شنيد،مرا با همه كليدهاى روى زمين به نزد تو فرستاد و مرا امر فرمود كه:آنها را به خدمت تو بياورم و به تو عرض كنم كه:چنانچه خواهى همه كوههاى خطه تهامه را از براى تو زمرّد و ياقوت و طلا و نقره كنم؟ «فان شئت نبيا ملكا و ان شئت نبيا عبدا» پس اگر خواهى پيغمبرى باش پادشاه.و اگر خواهى پيغمبرى باش بنده».پس حضرت فرمود كه:جبرئيل اشاره كرد كه تواضع و فروتنى كن از براى خدا.حضرت فرمود:مىخواهم پيغمبرى باشم بنده.و پادشاهى را نمىخواهم». [٥]
حضرت رسول-صلّى اللّه عليه و آله-گفت كه:«خداى-تعالى-فرمود:بهترين و پرنفعترين دوستان من در نزد من مردى است سبكبار،كه از نماز خود لذت بيابد.و
[١] محجة البيضاء،ج ٧،ص ٣٥٣.و احياء العلوم،ج ٤،ص ١٩١.
[٢] محجة البيضاء،ج ٧،ص ٣٥٣.و احياء العلوم،ج ٤،ص ١٩٢.
[٣] محجة البيضاء،ج ٧،ص ٣٥٥.و احياء العلوم،ج ٤،ص ١٩٣.
[٤] محجة البيضاء،ج ٧،ص ٣٥٥.و احياء العلوم،ج ٤،ص ١٩٣.
[٥] محجة البيضاء،ج ٧،ص ٣٥٥.و احياء العلوم،ج ٤،ص ١٩٣.