معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٣٥٨ - ضعف نفس و معالجه آن
براى او ميسّر باشد كجا مىتواند آنها را ترك كند و به نان جوى و جامه كهنهاى قناعت كند؟! آرى:اين شأن كسى است كه صاحب نفس قوى قدسيّه باشد،مانند:سليمان بن داود -عليه السّلام-و امثال او.علاوه بر اين،بعد از آنكه مال آدمى بسيار شد محتاج به اعوان و انصار مىگردد و سروكار او با مردم مىافتد.و كسى را كه سروكار با اهل دنيا باشد چاره ندارد كه با ايشان به نفاق و دوروئى سلوك نمايد.با وجود آنكه سروكار با اهل دنيا داشتن،باعث عداوت و كينه و حسد و كبر و ريا و غيبت و بهتان و سخن چينى و ساير معاصى مىگردد.
و اين همه از شومى مال،و احتياج به حفظ اصلاح آن هم مىرسد.
سوم:و آن مفسدهاى است كه:هيچ صاحب مالى از آن خالى نيست.و آن،اين است كه:نگاهداشتن و حفظ مال،و انجام دادن امور متعلّقۀ به آن،آدمى را از ياد خدا باز مىدارد.و هر چه به واسطه آن انسان از ياد خدا غافل شود،نيست مگر خسران و وبال.
و از اين جهت حضرت عيسى-عليه السّلام-فرمود:«در مال سه آفت است:يكى آنكه:آن را از غير وجه حلال اخذ كنى.عرض كردند كه:اگر از ممرّ حلال به دست آيد؟فرمود:آفتى ديگر دارد كه آن را در غير موقعش صرف نمايى.عرض كردند كه:
اگر در موقعش صرف كنى؟فرمود كه:آفت ديگر دارد كه در جابهجا كردن و نگاهداشتن آن آدمى را از ياد خدا باز مىدارد». [١]و اين دردى است كه بىدوا،و مرضى است بىشفا،زيرا كه:روح عبادت و حقيقت آن،ياد خدا و تفكر در عظمت و جلال اوست.و اين دلى مىخواهد فارغ،و خاطرى جمع.
بىغم و انديشۀ سود و زيان
نه خيال اين فلان و آن فلان
و صاحب ده و مزرعه،صبح و شام در فكر حساب سر كار و خيانت آن،و كوتاهى برزگران در امر مزرعه و زراعت و عمارت است.گاهى مشغول فكر منازعه با شركاء اراضى و قنوات،و زمانى متوجه خيال خصومت با اهل«خراج» [٢]و«مالوجهات»، [٣]لحظهاى در ياد گاو و خر،و ساعتى در فكر اسب و استر.
گاه اندر فكر گاو و استرى
گاه آلوده غم اسب و خرى
شب در خيال طويله و انبار،روز در كار آبيارى و شيار،و غير اينها از افكار بسيار.و تاجر مسكين روز و شب با صد فكر قرين،گاهى در فكر خيانت شريك،و زمانى در تهيه
[١] محجة البيضاء،ج ٦،ص ٤٩.و احياء العلوم،ج ٣،ص ٢٠٥.
[٢] ماليات.
[٣] چپاول.