معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٢٣٤ - نقش قوّه خياليّه و واهمه و عاقله
باشد.و بالجمله بايد حكم تو بر افعال مسلمين چون حكم و شهادت بر اموال ايشان باشد.و همچنان كه در مال حكم نمىكنى مگر به آنچه ديدهاى،يا با اقرار شنيدهاى،يا دو شاهد عادل در نزد تو شهادت دادهاند،همچنين در افعال ايشان بايد چنين باشى.
و اگر عادل،بدى از مسلمى نقل كند بايد توقف كنى نه تكذيب آن عادل را كنى، و حضرت امير المؤمنين-عليه السلام-فرمودند كه:«هر كه خود را در محل تهمت در آورد ملامت نكند كسى را كه به او بدگمان شود». [١]
و از حضرت امام زين العابدين-عليه السلام-مروى است كه:صفيّه دختر حى بن اخطب،حرم محترم حضرت رسول-صلّى اللّه عليه و آله-حكايت كرد كه:«وقتى حضرت پيغمبر-صلّى اللّه عليه و آله-در مسجد معتكف بودند من به ديدن او رفتم و بعد از شام از پيش آن حضرت مرخّص شده روانه منزل شدم.آن عالى جناب قدرى راه همراه من آمد و تكلم مىكرد،شخصى از انصار برخورد و گذشت،حضرت او را آواز داده فرمود:اين زن من صفيّه است.آن شخص عرض كرد چه جاى اين سخن بود،حاشا كه من به شما ظن بد برم.حضرت فرمود:شيطان در رگ و خون بنى آدم جا دارد ترسيدم بر شما داخل شود و باعث هلاك شما شود». [٢]
و در اين فعل پيغمبر-صلّى اللّه عليه و آله-دو ارشاد عظيم از براى امت است:يكى اينكه:بايد نهايت احتراز از ظن بد كرد.دوم اينكه:هر كسى اگر چه مثل پيغمبر خدا باشد بايد خود را از محل تهمت نگاه دارد.
پس كسى كه عالم پرهيزكار باشد و در ميان مردم معروف به صلاح و ديانت باشد مغرور نشود كه كسى به من ظن بد نمىبرد،و به اين جهت خود را از محل تهمت محافظت نكند،زيرا كه:هر فردى از انسان اگر چه اورع و اعلم جميع مردم باشد همه كس او را به يك نظر نمىبيند.بلكه اگر جمعى كثير او را ظاهرا و باطنا خوب دانند و همه افعال او را حمل بر صحت نمايند،جمعى ديگر هستند كه طالب عيب او باشند و اعتقاد تمام به او نداشته باشند و ايشان البته در محل تهمت زدن به او مىباشند.
و عين الرضا عن كل عيب كليلة
و لكن عين السخط-تبدى المساويا
يعنى:چشم دوستى از ديدن هر عيبى كند است،اما چشم عداوت و دشمنى،بديها را ظاهر مىكند.
و هر دشمن حسودى نگاه نمىكند مگر به چشم دشمنى.پس آنچه خوبى كه از آدمى ديد مىپوشاند و در تجسّس بديها برمىآيد.و هر بدى،البته به ديگران گمان بد
[١] بحار الأنوار،ج ٧٨،ص ٩٣،ح ١٠٤.
[٢] احياء العلوم،ج ٣،ص ٣١.و صحيح مسلم،ج ٧،ص ٨،(با اندك تفاوتى).